عزاداري معصومين برای امام حسين(ع)
.jpg)
عزاداري و اقامه عزا و گريه كردن بر عزيزان از دست رفته، از جانب معصومين(ع) رايج بوده است، چنانكه حضرت فاطمه زهرا(س) به خاطر گريه شبانه روزي براي پدربزرگوارش، مورد اعتراض قرار گرفت و به ناچار بيت الاحزان را به وجود آورده، دست حسن و حسين(ع) را مي گرفت و براي عزاداري و گريه به آنجا مي رفت. ائمه اطهار(ع) نيز براي امام حسين(ع) عزاداري و سوگواري مي كردند.
اما درباره چگونگي عزاداري آنها و اين كه آيا اين عزاداري در ايام محرم بوده است يا خير، لازم است در سيره ائمه معصومين(ع) و چگونگي سوگواري آنها تحقيق و بررسي لازم انجام گيرد. در اين زمينه، سيره امام سجاد(ع) و امامان پس از او را به اجمال بررسي خواهيم كرد:
1. عزاداري امام سجاد(ع): از آنجاييكه حضرت امام زين العابدين(ع) هنگام شهادت پدربزگوارش، در كربلا حضور داشت و از عمق فاجعه آگاه و چگونگي شهادت آن عزيزان را مشاهده كرده بود؛ بنابراين بر اساس روايات معتبر، آن حضرت تمام عمر باقيمانده خويش را عزادار بود و بر شهداي كربلا گريه مي كرد، چنانكه اگر غذايي را خدمت حضرت سجاد(ع) قرار مي دادند، اشك از چشمان مباركشان جاري مي شد، تا جايي كه گاه غلامي از او مي پرسيد: آيا حزن و اندوه شما تمام نمي شود؟ حضرت مي فرمودند: واي بر تو همانا يعقوب(ع) دوازده فرزند داشت، يكي از آنها ناپديد شد و يعقوب از شدت اندوه چشمانش سفيد(نابينا) شد، در حاليكه فرزندش يوسف(ع) زنده بود. ولي من پدر، برادر، عمو و هفده نفر از اهل بيتم و تعدادي از ياران پدرم را ديدم كه ذبح شده و به خون آغشته بودند؛ پس چگونه حزن و اندوهم تمام شود؟(1)
در المجالس السنيه آمده است كه امام صادق(ع) درباره جدش امام سجاد(ع) فرمود: او چهل سال بر پدرش گريه كرد، در حاليكه روزها روزه مي گرفت و شب ها شب زنده داري مي كرد و هنگامي كه زمان افطار فرا مي رسيد و يكي از غلامانش براي او غذا مي آورد و عرض مي كرد: اي مولاي من! ميل كنيد؛ حضرت مي فرمود: فرزند رسول خدا گرسنه شهيد شد، فرزند رسول خدا تشنه شهيد شد، و همين طور اين كلام را تكرار و گريه مي كرد تا اين كه غذا و آب با اشك چشمش مخلوط مي شد و اين وضعيت همچنان ادامه داشت تا اين كه خداي خويش را ملاقات كرد و به ديدار حق شتافت.(2)
2. عزاداري امام باقر(ع): در كتاب "نهضه الحسين" (ص 152) آمده است با آمدن محرم، حزن و اندوه در اهل بيت نبوي(ع) ظاهر مي گشت و آنان از شعرا مي خواستند تا براي جدشان- امام حسين(ع)- مرثيه سرايي كنند.(3)
همچنين در كامل الزيارات ابن قولويه آمده است كه امام باقر(ع) در روز عاشورا به سوگواري براي امام حسين(ع) امر فرموده، و در خانه خويش مجلس عزا اقامه مي كرد و ... (4)
3. عزاداري امام صادق(ع): در باره عزاداري امام صادق(ع) نيز روايات زيادي وارد شده است كه از شاعران درخواست مي نمود براي جدش مرثيه سرايي كنند و آنان را بر اين امر مقدس تشويق مي كرد و اهل بيت او از پس پرده به مرثيه سرايي شاعران گوش مي دادند و گريه و ناله مي كردند.(5)
4. عزاداري امام موسي كاظم(ع): در اين باره امام رضا(ع) مي فرمايد: هنگامي كه محرم فرا مي رسيد، پدرم هرگز با حالت خنده و تبسم ديده نمي شد و ده روز اول محرم به همين شكل بود تا اين كه روز دهم و روز عاشورا فرا مي رسيد و اين روز، روز مصيبت و حزن و گريه او بود و مي فرمود: عاشورا روزي است كه جدم حسين(ع) را شهيد كردند.(6)
5. عزاداري امام رضا(ع): دعبل خزايي مي گويد: در ايام دهه محرم به محضر آقا و مولاي خود، علي بن موسي(ع)، در مرو شرفياب شدم و آن حضرت را در حالي كه اصحابش دور او نشسته بودند، محزون يافتم. وقتي حضرت مرا ديد فرمود: مرحبا بر تو دعبل! مرحبا بر كسي كه با دست و زبانش ما را ياري مي كند؛ سپس حضرت مرا در كنار خودش جاي داد و فرمود: اي دعبل! دوست داري شعر بخواني؛ زيرا اين روزها ايام غم و اندوه بر ما اهل بيت و روز شادي دشمنان ما، به ويژه بني اميه است؛ سپس برخاست و پرده اي بين ما و اهل بيتش زد و آنان را پشت پرده نشاند تا بر مصيبت جدش حسين(ع) گريه كنند؛ آن گاه رو به من كرد و فرمود: اي دعبل! مرثيه بخوان! تو ياور ما و مرثيه سراي ما هستي، تا زماني كه زنده اي.(7) در اين هنگام دعبل مرثيه سرايي را آغاز كرد.(8)
6. عزاداري در زمان چهار امام ديگر: در آن زمانها عزاداري گاه سير صعودي و گاه سير نزولي داشته است؛ مثلا در زمان امام جواد(ع)، تا حدي امكان عزاداري براي شيعيان فراهم بود و اين حالت تا زمان معتصم ادامه داشت؛ اما پس از آن، سير نزولي يافت و شيعه براي عزاداري و احياي شعائر حسيني در فشار بود.(9) در اين دوران نيز عزاداري در ايام محرم نسبت به ماه ها و ايام ديگر بيشتر بود.
با توجه به بررسي سيره امامان معصوم(ع)، عزاداري سيدالشهدا در طول سال در مناسبت هاي ويژه برپا بود، ولي در ايام محرم، مجالس سوگواري هر روز برپا مي شد و برخي از آنها، مانند امام سجاد(ع)، در ايام محرم سياه پوش نيز بودند.(10)
پي نوشت:
(1) - تاريخ النياحه علي الامام الشهيد الحسين بن علي(ع)، السيد صالح الشهرستاني، تحقيق و اعداد الشيخ نبيل رضا علوان، ص118، بيروت: دارالزهراء، چاپ اول، 1419قمري و مناقب ابن شهرآشوب، ج4، ص166.
(2) - المجالس السنيه، سيد محسن امين، بيروت: دارالتعارف، چاپ ششم، 1398قمري، ج1، ص155.
(3) - كامل الزيارات ابن قولويه قمي ، ص 111-114، تهران: چاپ صدوق، چاپ اول، سال 1375شمسي.
(4) - ر ك: تاريخ النياحه علي الامام الشهيد الحسين بن علي(ع)، السيد صالح الشهرستاني، تحقيق و اعداد الشيخ نبيل رضا علوان، ص120، و المجالس السنيه، ج5، ص123.
(5) - تاريخ سيدالشهدا، عباس صفايي حائري، ص56، قم: انتشارات مسجد مقدس جمكران، چاپ اول، سال 1379شمسي و امالي صدوق، مجلسي، ص205.
(6) - تاريخ النياحه علي الامام الشهيد الحسين بن علي(ع)، همان، ص132 و امالي صدوق، ج2، ص111.
(7) - بحارالانوار، ج40، ص257.
(8) - بحارالانوار، ج40، ص157.
(9) - بحارالانوار، ج40، ص136-137.
(10) - سياه پوش در سوگ ائمه نور، علي ابوالحسني، منذر، ص127 و ص128، قم: مؤلف،چاپ اول، سال 1375شمسي و براي آگاهي بيشتر رجوع كنيدبه: مناقب ابن شهر آشوب، ج4، ص166 و امالي صدوق، مجلسي، ج6، ص205.
مختصري از زندگي مولايمان (( علي ابن موسي الرضا عليه السلام ))
زادگاه هشتمين پيشواى شيعيان امام على بن موسى الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.كنيه ها ابوالحسن و ابوعلى (1) لقبهارضا، صابر، زكى ، ولى ، فاضل، وفى ، صديق، رضى ، سراج الله، نورالهدى ، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفو الملك، كافى الخلق، رب السرير و رئاب التدبير(2)
مشهورترين لقب
مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اختصاص اين لقب گفته اند: «او از آن روى رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودى پيامبر خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده: از آن روى كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سرانجام، گفته شده است: از آن روى او را رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.»(3)
مادر امام
در روايتهاى مختلفى كه به ما رسيده است نامها و كنيه ها و لقبهاى ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا(4)، را براى مادر آن حضرت آورده اند.
ولادت
درباره روز، ماه و سال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است.
ولادت آن حضرت را به سالهاى (148، 151 و 153 ق)
و در روزهاى جمعه نوزدهم رمضان، نيمه همين ماه، جمعه دهم رجب(5) و يازدهم ذى القعده(6)

روز شهادت
وفات آن حضرت را نيز به سالهاى (202، 203 و 206 ق) دانسته اند.(7)
اما بيشتر بر آنند كه ولادت آن حضرت در سال (148 ق) يعنى همان سال وفات امام صادق عليه السّلام بوده است؛ چنان كه مفيد، كلينى ، كفعمى ، شهيد، طبرسى ، صدوق، ابن زهره، مسعودى ، ابوالفداء، ابن اثير، ابن حجر، ابن جوزى و كسانى ديگر اين نظر را برگزيده اند.(8)
درباره تاريخ وفات آن حضرت نيز عقيده اكثر عالمان همان سال (203 ق)(9) است.
بنابراين روايت، عمر آن حضرت پنجاه و پنج سال(10) مى شود كه بيست و پنج سال آن را در كنار پدر خويش سپرى كرده و بيست سال ديگر امامت شيعيان را برعهده داشته است.(11)
اين بيست سال مصادف است با دوره پايانى خلافت هارون عباسى ، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايى ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سرانجام دوره اى از خلافت مأمون.(12)

فرزندان
گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براى او ذكر كرده اند، امّا چنان كه علاّمه مجلسى مى گويد: «اكثر، تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند.»(13)
به دسيسه مأمون و با سمّ او به شهادت رسيد و پيكر مطهر او را در طوس در سمت قبله قبه هارونى سراى حميد بن قحطبه طايى به خاك سپردند (14) و امروز مرقد او مزار آشناى شيفتگان است.

لطفا چند لحظه صبر کنید. لازم به ذكر است گاهي اوقات تصاوير پخش نمي شود .
در صورتی که از اینترنیت dial up استفاده می کنید شاید با تاخیر مواجه شوید.
(( اگر حالی دست داد ما را هم فراموش نکنید))
عید غدیر بزرگترین عید شیعیان و مسلمانان جهان مبارک باد
دلها را روانه کنیم حرم با صفای امیرالمومنین مولا علی (ع) و از دور سلام بگوییم
السلام علیک یا امین الله فی ارضه و حجه علی عباده
السلام و علیک ایها المظلوم السلام علیک ایها المغموم السلام علیک ایها اول و الآخر
السلام و علیک یا امیر المومنین روحی فداک

التماس دعا
در دل یاد عرفه است در دل یاد حسین است
عید سعید قربان عید رهایی گرامی باد .

فرهنگ نماز در سیره امام رضا علیه السلام
حدیث درد فراق تو با تو بگزارم
و گرنه این چه نمازی بود که من بی تو
نشسته روی به محراب و دل به بازارم
این نماز حقیقی دست آوردهای ارزشمندی برای نمازگزار راستین به همراه دارد. نوشتهای را که در پیش رو دارید، میکوشد بازتاب زیبای این ارمغان ملکوتی را در سیره و سخن امام رضا(ع) به نظاره بنشیند و با کلمات و رهنمودهای آن رهبر الهی جلوههای زیبای نماز را درهم آمیزد. این سخن را نیز ناگفته نگذاریم که بر هر مسلمان وظیفهشناس و عاشق الهی شایسته است که این گفتار نبوی(ص) را نصب العین خود قرار دهد که: آن حضرت حضور قلب در نماز و احساس لذت از آنرا اینگونه توصیف کرده است: «یا اباذر! جعل اللّه جلّ ثناؤه قرّة عینی فی الصّلاة و حبّب الیّ الصلاة کما حبّب الی الجائع الطّعام و الی الظمآن الماء و انّ الجائع اذا اکل شبع و انّ الظمآن اذا شرب روی و انا لااشبع من الصّلاة؛(1) ای اباذر! خداوند ـ جل ثناؤه ـ نور دیده مرا در نماز قرار داد و نماز را محبوب من گردانید، همچنان که غذا را محبوب گرسنه و آب را محبوب انسان تشنه قرار داده است (امّا با این تفاوت) که گرسنه هرگاه غذا بخورد سیر میشود و تشنه هرگاه آب بنوشد سیراب میشود امّا من از نماز سیر نمیشوم.»
برترین عمل
از منظر امام رضا(ع) هیچ عملی برتر و ارزشمندتر از نماز نیست، چرا که بهترین و میانبرترین راه برای رسیدن به قرب الهی است. امام رضا(ع) همواره میفرمود: «الصّلاة قربان کل تقیٍّ؛(2) نماز هر انسان پارسائی را به خداوند نزدیک میکند.» به همین جهت آن حضرت به ابراهیم بن موسی فرمود: «لاتؤخرنّ الصّلوة عن اوّل وقتها الی آخر وقتها من غیر علّةٍ علیک، ابدأ باوّل الوقت؛(3) انجام نماز را بدون علت از اول وقت آن تأخیر نینداز، همیشه در اول وقت آن شروع کن!»
امام هشتم(ع) خود نیز چنین بود و به هیچ قیمتی فضیلت نماز اول وقت را از دست نمیداد حتی در مهمترین جلسات سیاسی و علمی امام به نماز اول وقت اهمیت میداد. روایت زیر نشانگر این واقعیت است:
به دستور مأمون، علمای برجسته از فرقههای گوناگون در مجالس مناظره حاضر میشدند و امام رضا(ع) با آنها مناظره و بحث میکرد. در یکی از مجالس «عمران صابی» که از دانشمندان بزرگ بود، در مجلس حاضر شد و درباره توحید با امام رضا(ع) وارد گفتگو گردید در آن جلسه امام سؤالهای او را با حوصله، متانت، استدلالهای قطعی و روشن پاسخ داده و او را به سوی توحید متمایل کرده بود هنگامی که بحث و مناظره به اوج خود رسید و چیزی به تحول درونی آن دانشمند زبردست صابئین(4) نمانده بود حضرت رضا(ع) احساس کرد وقت اذان ظهر و هنگام نماز است. امام(ع) به مأمون فرمود: «الصّلاة قد حضرت؛ وقت نماز فرا رسید.»
عمران صابی که به حقایقی دست یافته و از دریای دانش سرشار امام هشتم(ع) بهرههائی برده بود با التماس گفت: «یا سیّدی! لاتقطع علیّ مسألتی فقد رقّ قلبی؛ آقای من! گفتگو و پاسخهای خویش را قطع نکن دل من آماده پذیرش سخنان شما
است. امّا حضرت رضا(ع) تحت تأثیر سخنان عاطفی و احساس برانگیز او قرار نگرفت و فرمود: عیبی ندارد نماز را میخوانیم و دوباره به گفتگو ادامه خواهیم داد. در این حال امام و همراهان به اقامه نماز مشغول شدند حضرت بعد از اقامه نماز دوباره به گفتگو ادامه داده و پاسخهای روشنگرانه خویش را ارائه نمود.(5)
با توجه به این روایت که در کتابهای معتبر روائی و تاریخی آمده است برای اقامه نماز در اول وقت هیچگونه عذری را برای افراد عادی و مسئولین حکومت اسلامی باقی نمیگذارد و پیروان آن حضرت نباید از این حقیقت چشم پوشی کرده و به بهانههای مختلف آنرا سهل بشمارند.
رهرو راستین امام هشتم(ع)
حضرت امام خمینی(ره) در این زمینه گوی سبقت را از تمام پیروان و شیعیان حضرت رضا(ع) ربوده بود. داستان زیر شاهد خمینی میگوید: روزی که شاه فرار کرد ما در پاریس در نوفل لوشاتو بودیم، پلیس فرانسه خیابان اصلی نوفل لوشاتو را بست، تمام خبرنگاران کشورهای مختلف آنجا بودند.این حقیقت راستین است. آقا سید احمد خبرنگاران خارجی از آفریقا، آسیا، اروپا و آمریکا و شاید 150 دوربین فقط صحبت امام را مستقیم پخش میکردند.
برای اینکه خبر بزرگترین حادثه سال را مخابره میکنند، شاه رفته بود و میخواستند ببینند که امام چه تصمیمی دارد، امام بر روی صندلی ایستاده و در کنار خیابان، تمام دوربینها بر روی امام متمرکز شده بود. امام چند دقیقه صحبت کردند و سخنان خودشان را گفتند. من در کنار امام ایستاده بودم. یک مرتبه برگشتند و گفتند: احمد! ظهر شده؟ گفتم بله، الآن ظهر است. بیدرنگ امام گفتند: و السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته. شما ببینید در چه لحظهای امام صحبتهایشان را رها کردند. برای اینکه نمازشان را اول وقت بخوانند، یعنی جائیکه تلویزیونهای سراسری که هر کدام میلونها بیننده داردC.N.N بود، B.B.C بود، تمام تلویزیونها چه در آمریکا و چه در اروپا بودند. خبرگزاریها همه بودند.اسوشیتیدپرس، یونایتد پرس، رویتر و تمام خبرنگاران روزنامهها، مجلات، رادیو، تلویزیون، در چنین موقعیت حساسی، امام حرفشان را قطع کردند و رفتند سراغ نماز.(6)
ماجرای نماز عید
از مهمترین حوادث سیره امام رضا(ع) حرکت آن حضرت به مصلای نماز عید میباشد که آن بزرگوار اهمیت نماز و تأثیر آن در جامعه و آثار پربار نمازهای دسته جمعی و قدرت تحول آفرینی آنرا به مسلمانان و زمامداران ثابت نمود. ماجرا از این قرار بود که روز عیدی مأمون از امام (ع) تقاضا کرد که نماز عید را با مردم بخواند، تا برای مردم اطمینان بیشتری در امر ولایتعهدی پیدا شود. امام پیغام داد که: «قرار ما بر این بوده که در هیچ کار رسمی دخالت نکنم. بنابراین مرا از اقامه نماز عید معذوربدار! مأمون اصرار کرد که: مصلحت در این است که شما این نماز با اهمیت را اقامه کنید تا هم موضع ولایتعهدی تثبیت شود و هم فضل و عظمت شما آشکارتر گردد، امّا امام نپذیرفت. مأمون که دست بردار نبود پیکها و پیغامهای متعددی برای متقاعد کردن امام برای حضرتش فرستاد، هنگامی که امام رضا(ع) پافشاری خلیفه را احساس کرد به او فرمود: اگر قرار است که من حتماً به نماز بروم من این فریضه الهی را طبق سیره پیامبر و روش امیرمؤمنان علی(ع) اقامه خواهم کرد!
مأمون گفت: هر طور که دوست داری آن طور عمل کن اختیار با شماست!
آنگاه دستور داد: سرداران و تمام مردم صبح روز عید در مقابل منزل مسکونی حضرت رضا(ع) اجتماع نمایند. با انتشار این خبر مردم مرو مشتاقانه برای شرکت در مراسم و بهرهگیری از وجود حضرت رضا(ع) خود را آماده کردند. هنگامی که خورشید طلوع نمود حضرت غسل کرد و عمامه سفیدی را که از پنبه تهیه شده بود بر سر مبارک گذاشت و یک سر آن را روی سینه و سر دیگر را میان دو شانه انداخت. و مقداری هم بوی خوش بکار برد. دامن را به کمر زد و به همه پیروان و دوستدارانش دستور داد چنان کنند. آن گاه عصای پیکان داری به دست گرفت و از منزل بیرون آمد. آن حضرت در حالی که پابرهنه بود و پیراهن و سایر لباسهایش را به کمر زده بود، به همراه غلامان و یاران نزدیکش ـ که آنان نیز چنین کرده بودند ـ به همین شکل از منزل به سوی مصلا حرکت کردند. موقع خروج از منزل، امام رضا(ع) سربه سوی آسمان بلند کرد و چهار تکبیر گرفت، این تکبیرها آن چنان با صلابت و روحانیت خاصی ادا میشد که گویی آسمان و در و دیوار با نوای امام(ع) هم نواهستند. سرداران، نظامیان و سایر مردم که با آمادگی و آراستگی تمام در بیرون منزل صف کشیده بودند، هنگامی که امام رضا(ع) و یارانش را به آن صورت مشاهده کردند به پیروی از امام رضا(ع) و هماهنگ با او فریاد تکبیر سردادند. شهر مرو یکپارچه فریاد تکبیر سرداد و به دنبال آن از گریه و ناله هزاران زن و مرد مشتاق اهل بیت(ع) به لرزه درآمد. سرداران نظامی هنگامی که حضرت را با آن حال دیدند از مرکبهای خود پیاده شدند و کفشهایشان را درآورده و کنار گذاشتند و به دنبال امام ناله زنان و تکبیر گویان به راه افتادند. حضرت رضا(ع) پیاده راه میپیمود و هر ده قدم یک بار ایستاده و با نوای ملکوتیاش تکبیر میگفت.
یاسر خادم میگوید: در این حال ما خیال میکردیم که آسمان و زمین و کوه با او همآوا گشته است، شهر مرو یکصدا گریه و شیون بود، هیجان احساسات و شور و نوا همه جا را فرا گرفته و شکوه ایمان و تکبیر و نماز در پایتخت کشور اسلامی طنین انداز شده بود جلوههای مادّی و ظاهری از ذهنها و خاطرهها فراموش شده و آحاد جمعیت به آفریدگار هستی و پیروی از حجت الهی میاندیشیدند و در صفهای به هم پیوسته به دنبال امام رضا(ع) به سوی مصلا میشتافتند.
هنگامی که این خبر به مأمون رسید، فضل بن سهل به مأمون گفت: اگر لحظاتی دیگر وضع همین طور ادامه یابد همه مردم مفتون و شیفته او خواهند شد و ممکن است با یک اشاره طومار حکومت را در هم بپیچند، مأمون احساس خطر کرده و از امام رضا(ع) عاجزانه درخواست نمود که از میانه راه به منزل برگردد و امام نیز کفشهای خود را طلبیده و به منزل برگشت و فرمود: من که گفتم مرا از این کار معذور بدارید.(7) بلی نماز شکوهمند اولیاء الهی آن چنان قدرتی دارد که میتواند کاخهای ستم را به لرزه در آورده و بنیان طاغوتیان را از ریشه قطع کند و نماز عید حضرت(ع) اینگونه بود.
اقامه نماز باران
در ایامی که امام رضا(ع) در خراسان به سر میبرد مدتی قحط سالی شده و باران نیامد و خشک سالی پدیدار گشت. عدهای از منافقان و حاشیهنشینان مجلس مأمون از این حادثه سوء استفاده کرده و شایع نمودند که چونکه مأمون علی بن موسی(ع) را ولیعهد خود گردانیده است و این امر را خداوند دوست ندارد به همین جهت باران قطع شده و برکات الهی نازل نمیشود.
مأمون در روز جمعهای از امام تقاضا کرد که برای نزول باران و رحمت الهی دعا کند امّا امام رضا(ع) فرمود: روز دوشنبه برای اقامه نماز استسقاء بیرون خواهم آمد زیرا جدم رسول اللّه(ص) را به همراه امیرمؤمنان علی(ع) در عالم رؤیا زیارت کردم و پیامبر به من فرمود: پسرم! تا روز دوشنبه صبرکن و سپس در آن روز به صحرا برو و از درگاه خداوند متعال طلب باران نما! خداوند باران رحمت خود را میفرستد و مردم به عظمت و عزت تو در پیشگاه خداوند پی میبرند و به بزرگی مقامت واقف میگردند.
روز دوشنبه فرا رسید مردم از خانهها بیرون آمدند، امام رضا(ع) به صحرا رفت و مردم نیز گرد آمدند و چشم به حرکات و سکنات آن حضرت دوختند امام دو رکعت نماز استسقاء را اقامه کرده و آنگاه بالای منبر رفت و در خطبه بعد از حمد و ثنای الهی فرمود: الهم یا رب انت عظّمت حقّنا اهل البیت فتوسلوا بنا کما امرت و اهلوا فضلک و رحمتک و توقعوا احسانک و نعمتک فاسقهم سقیاً نافعاً عاما غیر رایث و لاضائر ولیکن ابتداء مطرهم بعد انصرافهم من مشهد هم هذا الی منازلهم و مقارهم؛ خدایا! ای پروردگار من! تو حق ما اهل بیت را بزرگ شمردهای این مردم به ما متوسل شدهاند همچنان که خودت فرمودهای و به فضل و رحمت تو امیدوارند و چشم انتظار احسان و لطف تواند اینها را از باران سودمند و فراوان و بیضرر و زیان خود سیراب گردان و این باران را پس از بازگشت آنان به خانههایشان نازل فرما!
یکی از حاضرین در آن اجتماع میگوید: به خدا سوگند همان لحظه حرکت ابرها در هوا شروع شد و رعد و برق پدید آمد، مردم به جنب و جوش افتادند که تا باران نیامده به خانههای خود برگردند.
حضرت علی بن موسی الرضا(ع) به آنان فرمود: آرام باشید! این ابر برای این منطقه نخواهد بارید برای فلان ناحیه میرود، آن ابر رفت و ابر دیگری به همراه رعد و برق آمد، مردم دوباره خواستند حرکت کنند، امام فرمود: این ابر نیز به فلان قسمت خواهد رفت، در حدود ده ابر به همین ترتیب آمد و از فضای منطقه عبور کرد و هر بار امام (ع) فرمود: این ابر برای شما نیست. یازدهمین ابر از راه رسید. امام رضا(ع) فرمود: این ابر را خداوند متعال برای شما فرستاده است، در برابر فضل و کرم خداوند، شکر کرده و به سوی منازل خویش بازگردید تا شما به خانه نرسیدهاید باران نخواهد بارید. آنگاه امام رضا(ع) از فراز منبر پائین آمده و مردم نیز به خانه هایشان رفتند، در همین هنگام بود که باران شدیدی نازل شده و تمام حوضها، گودالها و نهرها را پر کرد و مردم با خوشحالی تمام میگفتند: کرامتها و الطاف الهی بر فرزند رسول گرامی اسلام(ص) مبارک باد.
بعد از نزول باران و سیراب شدن زمین از برکات الهی و خوشحالی مردم، حضرت رضا(ع) به میان جمعیت آمده و آنان را موعظه کرده و به شکرگزاری از نعمتهای الهی به درگاه پروردگار منان دعوت نمود.(8)
اینجاست که از ته دل و عمق جان خطاب به اهل بیت (ع) عرضه میداریم: ارادة الرّب فی مقادیر اموره تهبط الیکم و تصدر من بیوتکم؛(9) اراده و مشیت پروردگار عالم در تدبیر امور جهان به سوی شما میآید و از خانههای شما به دیگر جاها میرسد.
فوائد و برکات نماز
نماز فوائد بسیاری به همراه دارد از جمله: روح انضباط را در انسان تقویت میکند زیرا باید در اوقات معینی انجام پذیرد و تأخیر و تقدیم آن موجب بطلان نماز میگردد. همچنین آداب و احکام دیگر باید با نظم و ترتیب رعایت شود و اگر با بینظمی و ناهماهنگی صورت گیرد در حقیقت نماز خلل و اشکال به وجود میآید؟ این چنین است که انسان نمازگزار باید با عادت به نظم و انضباط در نماز آنرا در سایر مراحل زندگی نیز به مرحله عمل درآورد. در زمینه اسرار و رهآوردهای بیشمار نماز حضرت علی بن موسی الرضا(ع) سخن جامعی فرموده است که به بخشهائی از آن اشاره میکنیم: آن حضرت در پاسخ نامهای که از فلسفه و علل تشریع نماز پرسیده بود چنین فرمود: علت تشریع نماز این است که بنده به ربوبیت پروردگار توجه و اقرار داشته باشد و مبارزه با شرک و بت پرستی و قیام در پیشگاه پروردگار، در نهایت خضوع و تواضع و اعتراف به گناهان و تقاضای بخشش از معاصی گذشته و نهادن پیشانی بر زمین همه روزه انجام پذیرد. و نیز هدف این است که انسان همواره هشیار و متذکر گردد، گرد غبار فراموشکاری بر دل او ننشیند، مست و مغرور نشود، خاشع و خاضع باشد طالب و علاقهمند افزونی در مواهب دین و دنیا گردد. همین توجه او به خداوند متعال و قیام در برابر او، انسان را از معاصی باز میدارد و از انواع فساد جلوگیری میکند.
امام رضا(ع) در مورد سایر دست آوردهای نماز فرمود: نماز و مداومت یاد خدا در شب و روز سبب میشود که انسان مولا، و مدبّر و خالق خود را فراموش نکند و روح سرکش و طغیانگری در برابر خدا بر او غالب نیاید.(10)
نماز نوجوانان
حسن بن قارن میگوید: از امام رضا(ع) در مورد شخصی پرسیدند که پسر نوجوانش را به انجام نماز وادار میکند و این فرزند گاهی نماز را ترک میکند. امام فرمود: این پسر چند سال دارد؟ گفتند: آقا، 8 ساله است. حضرت رضا(ع) با تعجب فرمود: سبحان اللّه! 8 ساله است و نمازش را ترک میکند؟! گفته شد! بچه است گاهی خسته و ناراحت میشود. امام فرمود: هر طوری که راحت است نمازش را بخواند.(11)
پیراهن متبرک
از منظر حضرت رضا(ع) نه تنها نماز و نمازگزاران ارزشمند هستند بلکه لباسهائی هم که با آن نماز خوانده میشود امتیاز ویژهای دارد. اسماعیل بن علی برادر دعبل خزاعی میگوید: آن حضرت به برادر دعبل پیراهنی را هدیه داده و فرمود: دعبل! این پیراهن را قدر بدان و خوب محافظت کن! که من در آن هزار شب و هر شبی هزار رکعت نماز خواندهام و در آن هزار ختم قرآن به جای آوردهام. احتفظ بهذا القمیص فقد صلیت فیه الف لیلة کل لیلة الف رکعة و ختمت فیه القرآن الف ختمة.(12)
فلسفه نماز جماعت
امام رضا(ع) در مورد علل نماز جماعت فرمود: خداوند متعال نماز جماعت را قرار داده است که شعائر اسلامی و معارف الهی همانند اخلاص، توحید، ارزشهای اسلامی، عبادت و نیایش برای خدا آشکار و ظاهر و مشهور شود زیرا در اظهار این اعمال و علنی بودن آن حجت خداوند بر مردم شرق و غرب عالم تمام میشود.
همچنین مسلمانان دوچهره و منافق و کسانی که نماز را سبک میشمارند مشخص شوند و وادار به انجام دستورات الهی باشند. همچنین گواهی افراد نسبت به عدالت و صلاح همدیگر جائز باشد. افزون بر این نماز جماعت نیکوکاری و ترویج فضیلتها را به همراه دارد و خیلیها را از گناه و فساد باز میدارد.(13)
آداب نماز
امام رضا(ع) در مورد آداب نماز فرمود: اگر برای نماز ایستادی تلاش کن با حالت کسالت و خواب آلودگی و سستی و تنبلی نباشد. بلکه با آرامش و وقار نماز را بجای آور و بر تو باد که در نماز خاشع و خاضع باشی و برای خدا تواضع کنی و خشوع و خوف را برخود هموار سازی در آن حال که بین بیم و امید ایستادهای و پیوسته با طمأنینه و نگران باشی. همانند بنده گریخته و گنهکار که در محضر مولایش ایستاده و در پیشگاه خدای عالمیان بایست. پاهای خود را کنار هم بگذار و قامتت را راست نگهدار و به راست و چپ توجه نکن! و چنان باش که گوئی خدا را میبینی، که اگر تو او را نمیبینی او تو را میبیند.(14)
خاطرهای از شیخ رجبعلی خیاط
این مقال را با نقل خاطرهای پندآموز از مرحوم شیخ رجبعلی خیاط در مورد اهمیت نماز به پایان میبریم: آقای سید قاسم شجاعی از مبلغین توانا و موفق مجالس مذهبی در خاطرات خود آوده است:
من از نوجوانی به سخنرانی و روضه خوانی در محافل دینی و مذهبی اشتغال داشتم و لحن و سخن گرم من موجب شده بود که به مجالس زیادی دعوت شوم. از جمله روزهای هفتم ماه به منزل جناب مرحوم آقاشیخ رجبعلی خیاط نرسیده به بازارچه، بعد از کوچه سیاهها میرفتم. از پلهها بالا میرفتیم و در منزل ایشان برای خانمها روضه میخواندیم. اتاق جناب شیخ هم طبقه پائین آن قرار داشت. روزی بعد از اتمام منبر به طبقه پائین آمدم و برای اولین بار با جناب شیخ برخورد کردم، کلاههائی دستش بود و گویا عازم بازار بود، سلام کردم، یک نگاه به صورت من کرد و فرمود: پسر پیغمبر و نوکر امام حسین(ع) نمازش تا الآن نمیماند!!
(در آن هنگام من سیزده ساله بودم) گفتم: چشم، در حالتی که دوساعت به غروب مانده بود و آن روز مهمان بودم و تا آن ساعت نمازم را نخوانده بودم. امّا آن مرد الهی به محض اینکه به صورتم نگاه کرد این حالت را در من دیده و گوشزد فرمود.(15) و این یادآور سخن امام صادق(ع) است که فرمود: فضل الوقت الاوّل علی الآخر کفضل الآخرة علی الدّنیا؛(16) برتری نماز اول وقت بر آخر وقت، همانند برتری آخرت بر دنیاست.

پینوشتها:
1. مکارم الاخلاق، ص 461.
2. من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 210.
3. بحارالانوار، ج 49، ص 49.
4. صابئین گروهی هستند که خود را پیرو حضرت یحیی میدانند و به دو دسته موحد و مشرک تقسیم شدهاند گروهی از آنان ستاره پرست هستند. مرکز آنان قبلا شهر حرّان عراق بود ولی امروزه در اهواز و بعضی مناطق دیگر به سر میبرند. آنها طبق باورهای خود در کنار نهرهای بزرگ زندگی میکنند.
5. توحید صدوق، ص 434؛ حیاة الامام رضا(ع)، ج 1، ص110.
6. نماز خوبان، ص 56، روزنامه کیهان، شماره 3659.
7. ارشاد مفید، ج 2، ص 264 و اصول کافی، مولد ابی الحسن الرضا(ع)، حدیث 7.
8. عیون اخبار الرضا(ع)، ج 2، ص 165.
9. الکافی، ج 4، ص 577.
10. تفسیر نمونه، ج 16، ص 294.
11. وسائل الشیعه، ج 4، ص 20.
12. بحارالانوار، ج 79، ص 309.
13. وسائل الشیعه (20 جلدی)، ج 5، ص 372.
14. فقه الرضا(ع)، ص 101.
15. کیمیای محبت، ص 225.
16. ثواب الاعمال، ص 36.


شهادت نهمين امام رخمت امام محمد تقي ، جواد الائمه (ع) را به پيشگاه پدر بزرگوارشان آقا و ولي نعمتمان علي ابن موسي الرضا (ع) و مولايمان صاحب الزمان (عج) و تمامي شيعيان تسليت عرض مي نماييم .
جواد الائمه
در غم شهادت امامی به سوگ نشسته ایم که در بیست و پنج سالگی به سوی اجدادش رخت بربست. مردی که بیست و پنج سال، خورشید را به خجلت واداشت، بیست و پنج بهار را رویاند و شکوفاند و خود فروزان تر از خورشید، تابید و درخشید. و اینک، کودکان پژمرده و داغدار و گریان، بهانه گیران سایه دست هایی اند که بر سرشان باران مهر ببارد و بر دامانشان گل عاطفه نثار کند. هم اکنون، پاره زخم های دلمان، سرباز کرده است و قناتی از غم، در قنوت نگاه مان جاری است. اینک، نِشتر درد به جام ها نشسته و غوغای رنج در انبوده دیدگان مظلوم، جا خوش کرده است. اینک، امام جواد علیه السلام به رحمت خدا پیوسته است و اهل ولا را به هجران خویش مبتلا ساخته است. او با شهادتش دل های شیعه را سوزاند و ما را به سوگ نشاند. آری، کدام دیده است که بر مظلومیت آن شهید جوان نگرید؟ سلام به امام محمدتقی علیه السلام که جوادالائمه و امام جوادان و راد مردان و جوانمردان است.
سرود غم
آه... که زهر، چه جگرها از آل رسول دریده و سوخته است. از امام مجتبی علیه السلام گرفته، تا حضرت کاظم و امام رضا علیه السلام و اینک، جگر امام جواد علیه السلام بر اثر مسمومیت با زهر، پاره پاره می شود. حضرت، در اتاقی دربسته و چشم انتظار جرعه ای آب، با رنج دست به گریبان است و جان می بازد و مثل پدرش، خورشید خراسان، غریبانه و با جگری پاره پاره به شهادت می رسد. سلام بر او که نامش با صلابت گره خورده است و شهادتش، آموزگار صبر و ایمان است. سلام بر نهمین فروغ امامت، حضرت محمدتقی علیه السلام . بر پیشوایی که «جود» قطره ای بود در پیشانی بلندش، و «علم» غنچه ای بود از گلستان وجودش، و «حلم» گوهری بود از گنجینه فضایلش. و اینک، دل های بیقرار در سوگ او سرود غم می خواند و منظومه اندوه می سراید. چشم ها در داغ جواد، خون می گیرد و هوای دیدگان ما، به یاد رنج امام محمدتقی علیه السلام بارانی است. یاران، شهادت نهمین امام، بر همه تان تسلیت باد.
ولادت امام علیه السلام
امام محمدتقی علیه السلام در دهم رجب سال 195 ه . ق به دنیا آمد. نام آن حضرت محمد و کنیه او ابوجعفر و مشهورترین القاب او تقی و جواد است. نام مادر امام محمدتقی علیه السلام «سبیکه» است و امام رضا علیه السلام او را «خیزران» نامید. این بانوی گرامی از خاندان «ماریه قبطیه»، همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله ، و در فضایل اخلاقی از برترین زنان عصر خویش بود.
میراث علمی امام محمدتقی علیه السلام
در دوران امام محمدتقی علیه السلام به علت فشار و خفقان حاکم بر جامعه، مردم با نوشتن نامه به امام و دریافت جواب از آن حضرت، با ایشان ارتباط داشتند. با این که آن حضرت در 25 سالگی به شهادت رسیدند، علاوه بر مطالبی که درباره اصحاب و یا کتب آنها از امام تقی علیه السلام روایت شده بیش از 220هزار حدیث پیرامون مسایل مختلف اسلامی از آن حضرت در دسترس ما قرار دارد و 120 نفر از ایشان روایت کرده اند. شیخ طوسی(ره) 113 تن از راویان حدیث امام تقی علیه السلام را بر شمرده است. از این مقدار حدیث که از آن امام نقل شده می توان به عظمت علمی و احاطه ایشان بر مسایل فقهی، تفسیری، عقیدتی و دعا و مناجات پی برد. این احادیث از سوی دیگر کمالات اخلاقی آن حضرت را آشکار می سازند. بخش عمده روایات فقهی امام را باید در نامه هایی که در پاسخ اصحاب به بلاد مختلف اسلامی فرستاده اند جستجو کرد.
شاگردان مکتب امام محمدتقی علیه السلام
امامان پاک، همچون پیامبر گرامی پیوسته در تعلیم و تربیت مردم می کوشیدند. آنان، در تمامی اوقات ملتزم به راهنمایی و تربیت مردم بودند. رفتار و گفتار و معاشرت و حتی هر گوشه از زندگی روزمره آنان، آموزشگر کسانی بود که با آنان تماس داشتند؛ هر کس درهر وقت با آنان می نشست برایش ممکن بود که ازاخلاق و دانش آنان بهره مند شود و اگر سؤالی داشت، می توانست مطرح کند و پاسخ آن را بشنود. اما از آنجایی که حکومت می کوشید مردم با امام جواد علیه السلام به طور آزاد تماس نداشته باشد، اصحاب و شاگردان و راویان امام جواد علیه السلام بسیار محدود بودند؛ به عنوان نمونه، اصحاب و شاگردان و راویان قریب 120 نفرند و این گویای آن است که در زمان آن گرامی تماس مردم با ایشان تا چه اندازه محدود بوده است. ولی در عین حال در میان همین افراد معدود، چهره های درخشانی همچون علی بن مهزیار، زکریا بن آدم و محمد بن اسماعیل وجود داشتند.
اعلام شهادت امام رضا علیه السلام
امیة بن علی می گوید: هنگامی که امام رضا علیه السلام در خراسان بودند، من در مدینه می زیستم و به خانه ی امام جواد علیه السلام رفت و آمد داشتم. معمولاً بستگان امام برای عرض سلام می آمدند. یک روز امام جواد علیه السلام به اطرافیان خویش فرمودند: به بانوان فامیل بگویید که برای عزاداری آماده شوند. روز بعد بار دیگر امام جواد علیه السلام به آنان گوشزد کرد که برای عزاداری آماده شوند. پرسیدند برای عزای چه کسی؟ فرمودند: عزای بهترین انسان روی زمین. مدتی بعد خبر شهادت امام رضا علیه السلام آمد و معلوم شد همان روز که امام جواد علیه السلام فرموده بود «برای عزاداری آماده شوید»، امام رضا علیه السلام در خراسان به شهادت رسیده است.
نجات همسایه
«علی بن جریر» می گوید: خدمت امام جواد علیه السلام شرفیاب بودم. گوسفندی از خانه ی امام علیه السلام گم شده بود. یکی از همسایگان را به اتهام سرقت آن، کشان کشان نزد امام آوردند. حضرت فرمود: وای بر شما! او را رها سازید. گوسفند را او ندزدیده است. هم اکنون گوسفند در فلان خانه است؛ بروید گوسفند را بیاورید. به همان خانه ای که امام علیه السلام فرموده بودند، رفتند و گوسفند را یافتند و صاحب خانه را به اتهام دزدی دستگیر کردند، اما او سوگند یاد می کرد که گوسفند را ندزدیده است. او را نزد امام علیه السلام آوردند. فرمود: وای بر شما! بر این شخص ستم کردید، گوسفندْ خودش به خانه او وارد شده و او اطلاعی نداشته است. آن گاه امام علیه السلام برای دلجویی مبلغی به او عطا کردند.
داستان طلبکاری
در اعلام الوری و ارشاد مفید روایت شده است که شخصی گفت: حضرت رضا علیه السلام که از دنیا رفت، من چهار هزار درهم از او طلبکار بودم. کسی جز من و خود ایشان، از این موضوع اطلاع نداشت. حضرت جواد علیه السلام پیغام داد که: فردا صبح پیش من بیا. فردای آن روز خدمت ایشان رسیدم. فرمود: پدرم از دنیا رفت و تو چهار هزار درهم از آن جناب طلبکاری. من با تعجب عرض کردم آری. سپس ایشان گوشه فرش را کنار زد؛ زیر آن مقداری دینار (سکه طلا) بود، به من داد. قیمت آن دینارها به اندازه طلب من، یعنی دقیقا معادل چهار هزار درهم آن زمان بود.
شفای بیمار
محمدبن عمیر بن واقد رازی می گوید: روزی با برادرم، که مبتلا به تنگی نفس شدیدی بود، خدمت حضرت جواد علیه السلام نشسته بودم. برادرم از بیماری خود به امام علیه السلام شکایت کرد. امام فرمود: خدا تو را از این درد شفا داد. هنگامی که از خدمتشان مرخص شدیم، ناراحتی اش کاملاً برطرف شده بود و تا زمانی که فوت کرد، به آن درد مبتلا نشد.
درست به اندازه
احمد بن حدید، نقل می کند که یک بار با گروهی برای انجام مراسم حج می رفتیم. ناگهان راهزنان، راه را بر ما بستند و اموالمان را غارت کردند. وقتی به مدینه رسیدیم، حضرت امام جواد علیه السلام را در کوچه ای ملاقات کردم. همراه ایشان به خانه آن بزرگوار رفتم و ماجرا را برایشان باز گفتم. حضرت دستور دادند مقداری پول و لباس برایم آوردند. آنگاه فرمود: پول را میان همراهانت، به همان میزان که دزدها از آنان برده اند، تقسیم کن. من آن پول ها را که بین دوستان و همراهان تقسیم کردم. دیدم درست به همان اندازه ای بوده است که دزدها برده اند، نه کمتر و نه بیشتر.
خورشید سپهر عدل و داد
خورشید سپهر عدل و داد است جواد سرلوحه دفتر رَشاد است جواد
در جود و سَخا کسی به پایش نرسد چون مظهر جود حق جواد است جواد
مظهر داد
مظلوم تر از جواد، بغداد نداشت آن مظهر داد، تاب بیداد نداشت
می خواست که فریاد کند تشنه لبم از سوز جگر طاقت فریاد نداشت
خطبه کوکب درخشان
شایعه منقطع شدن نسل امامت از امام رضا علیه السلام ، که ساخته گروهی به نام «واقفیه» بود، تا آنجا پیش رفت که به ساحت قدس امامان تهمت آلوده دامنی زدند و گفتند: چون رنگ چهره امام جواد علیه السلام گندمگون است، فرزند امام رضا علیه السلام نیست و برای این که ثابت شود او فرزند امام رضا علیه السلام است باید او را نزد قیافه شناس ها ببریم.بدین ترتیب با گستاخی، امام جواد علیه السلام را که در آن وقت حدود دو سال داشت، نزد قیافه شناس ها بردند. آنان به محض دیدن امام به سجده افتادند و خطاب به کسانی که امام را آورده بودند، گفتند: وای بر شما! چگونه این کوکب درخشان و نور منیر را بر امثال ما عرضه می دارید؟ به خدا قسم، او از نسلی پاک و پاکیزه و از اصلاب طاهر و مطهّر است. او از ذریه علی بن ابیطالب علیه السلام و رسول اللّه صلی الله علیه و آله است. او را ببرید و بر این کار خود استغفار کنید. در این هنگام، امام جواد علیه السلام با فصاحتی بی مانند فرمود: ستایش مخصوص کسی است که ما را از نور خود و با دست خود آفرید و از میان خلقش ما را برگزید و امین خود قرارداد. ای مردم، من محمد فرزند امام رضایم... آیا در نسب چون منی شک کرده، بر من و پدرم افترا می بندید؟... من ظاهر و باطن همه را می دانم و نیز می دانم چه آینده ای درانتظار شماست.
مبارزه با موسیقی مبتذل
مأمون هنگام تزویج دخترش به امام جواد علیه السلام ، مجلسی ترتیب داد و از مطرب و آوازخوانی به نام «مخارق» دعوت کرد تا امام را بیازارد. مخارق به مأمون گفت: اگر ابوجعفر علیه السلام کم ترین علاقه ای به امور دنیوی داشته باشد، مقصود تو را تأمین می کنم. سپس در برابر امام جواد علیه السلام نشست و با صدای بلند شروع به نواختن عود و آواز خوانی کرد. امام علیه السلام به او و اطرافیانش توجه نکرد. بعد از مدتی سکوت، سربرداشت و به مخارق فرمود: از خدا بترس ای دراز ریش! دراین لحظه، ناگهان عود و بربط از دست وی افتاد و دستش فلج شد. وقتی مأمون سبب فلج شدن دستش را پرسید، گفت: زمانی که ابوجعفر علیه السلام فریاد برکشید، چنان هراسان شدم که دیگر به حالت عادی باز نمی گردم.
امام جواد علیه السلام تثبیت کننده اصل امامت
از آنجایی که رسیدن به مقام امامت امت در سنین خردسالی با عقل ظاهربین گروهی از مردم قابل توجیه نبود، پرسش های دشوار و پیچیده ای مطرح می کردند تا به خیال خام خود، حضرت امام جواد علیه السلام را در میدان رقابت علمی شکست دهند. اما امام جواد علیه السلام با پاسخ های روشن از این آزمون ها سربلند بیرون آمده، هرگونه تردیددرمورد امامت خود را از بین برد و اصل امامت راتثبیت کرد.ازاین رو در زمان امام هادی علیه السلام این موضوع مشکلی ایجاد نکرد؛ زیرا برای همه روشن شده بود که در برخورداری از این منصب الهی، خردسالی تأثیری ندارد.
نفی حکومت های ستمگر
امام جواد علیه السلام در موارد بسیار، علاوه بر این که دلایل صلاحیت خویش را برای رهبری جامعه برمی شمردند، بر نااهلی و شایسته نبودن دو حاکم وقت، مأمون و معتصم، اصرار داشت و با شیوه های مختلف گفتاری و رفتاری این را به مردمان می فهماند. چون مأمون نتوانسته بود قداست اما را خدشه دار کند و تمام اقدامات خود را نافرجام می دید، تصمیم به قتل آن حضرت گرفت. امام جواد علیه السلام همزمان دو کار می کرد: ایشان در کنار تبیین و تثبیت امامت خویش، صلاحیت حاکمان ستمگر را نفی، و متناسب با اوضاع سیاسی ـ اجتماعی نارضایتی خود را در برابر حکومت جور به دیگران گوشزد می کرد و انزجار خود را از ستم و ستم پیشگان در گفتار و کردار به گوش مردم می رساند. به فرموده مقام معظم رهبری، امام جواد علیه السلام به رغم دوران کوتاه زندگی اش نمودار و نشانه مقاومت است. او با تمام وجود با قدرت مزدور و ریاکار مأمون مقابله و معارضه کرد و هرگز قدمی عقب نشینی نکرد. امام علیه السلام تمام اوضاع دشوار راتحمل کرد و با همه شیوه های ممکن به مبارزه ادامه داد.
ای امام
ای مقدس ترین مرد پاک، ای امام، فریاد کن، ای پرستوی پرواز کرده از شهر ظلمت ای جواد؛ و فراموش مکن که ملتی سر در هوای عشق تو داردو با یاد و نام تو از گمراهی و جهل به سوی نور پرواز می کند. اوج می گیرند تا پرندگان بام حرم پدر بزرگوارت شوند. پدری که گرچه خود غریب و غریبانه به سرمی برد اما خورشید حرمش گرمابخش دل های خستگان و درماندگان است. ای چشمه جوشان عشق، ای طنین عدل و ایمان و ای مشعل فروزان تمام تاریخ، جلوه کن و با جلوه گری ات سیمای پرطراوت اسلام را رونق ببخش. ای رهبر رهپویان روشنایی، توسل به تو، توسل به حضرت رضاست. ای بلبل سخن سرای باغ ایمان، پرهیزگار پند دهنده، نیای آفتاب و نسیم فرح بخش معنا، اگر چه در هاله ای از زمان فرو رفته ای و بودن با تو، بر ایمان آروزی دست نایافتنی است، اما نام و یاد فداکاری هایت همچنان کتاب ره گشای زندگیمان است و زنجیر اتصال به امام و ولایت. یا جوادالائمه، تو آن گل خوشبوی برگزیده ای که هر صاحبدلی تو را به سینه جان خویش می آویزد و عطر و بوی حیات از تو می شنود.
هشدار به ستمگران
فراخوان جامعه به مقابله و معارضه با ستم و به طور کلی ایجاد روحیه ستم ستیزی درجامعه از جمله اقدامات مهم رهبران الهی و آسمانی است. چرا که تا جامعه به چنین درک و فهمی نایل نیاید از خود تحرکی نشان نمی دهد. یکی از اهداف پیامبران، تبیین عدالت و راه های تحقق آن است. موضع ستم ستیزی امام محمدتقی علیه السلام ، هم درگفتار و هم در عمل، کاملاً آشکار است؛ به عنوان نمونه آن گرامی درباره سمتگران و سزای آنان، چنین هشدار می دهد: «روز اجرای عدالت برای ستمگر سخت تر از روز ستمکاری برای ستمدیده است». در پرتو این گفتار، امام علیه السلام نه تنهانفرت و انزجار خود را بیان می کند، بلکه هشداری به همه ستمگران می دهد که روز به کیفر رساندن آنان به مراتب سخت تر از روزی است که آنان در پناه قدرت چند روزه و موقتی خویش، بر مظلومان و ضعیفان ستم می کنند.
طرح شهادت امام
از آنجایی که موقعیت سیاسی، نفوذ اجتماعی و فعالیت های گسترده امام جواد علیه السلام از نظر معتصم و دست اندرکاران حکومت پنهان نبود، وی پس از استقرار در مسند خلافت و بیعت گرفتن از مردم، بلافاصله به سراغ امام جواد علیه السلام رفت و درصدد کنترل ایشان برآمد. امام را به بغداد فراخواند و وی را تحت نظر قرارداد تا از گسترش نفوذ سیاسی ـ اجتماعی امام علیه السلام جلوگیری کند. اما با نافرجام ماندن سیاست کنترل، درصدد به شهادت رساندن امام برآمد. از این رو نخست درباریان را واداشت تا حضرت را متهم به قیام علیه حکومت کنند. اما با شیوه هایی که امام در پیش گرفت، این طرح نقش بر آب شد. سرانجام درعین ضعف و ورشکستگی سیاسی ـ اجتماعی، از نارضایتی همسر امام بهره بردند و او را عامل اجرای نقشه شوم معتصم ساختند. دستگاه ظلم و قساوت، امام را در سن 25 سالگی در بغداد به شهادت رساند و شیعیان را در سوگ نشاند.
کوه صبر
فرزند رضای غریب! توانم رفته است و شکیبایی ام تمام شده است. رنج و اندوهی کشنده سراسر وجودم را فرا گرفته است. ای کوه صبر، ای آنکه صدای گرمت هدایت گر یاران بود و سینه آرامت خانه تهی دستان. ای آنکه از شاخه های سبز گفتارت گل های سرخ می رویید، با قدم هایت سپیده از راه می رسید، از سایه سار نگاهت، هزاران دل به میهمانی باران می شتافت و خورشید به ضیافت آسمان آبی باغ می رفت، اندوه فراق تو تا قیامت خوراک من است. پس ازتو کدام مژه با خواب آشنا می شود. هر لحظه زخم فراق تو تازه تر می شود رنج فقدانت التیام نمی پذیرد.
قاف سیمرغ حقیقت هستی و بود تقی علیه السلام است
قاف تا قاف جهان در سایه جود تقی علیه السلام است
بحر گردون گر چه غرق گوهر آمد سر به سر
قطره ای از آب تیغ گوهر اندود تقی علیه السلام است
سلامت باد اماما. ای جلوه روشن صداقت و ایثار. سلامی به صراحت حق، به روشنایی یقین و به زلالی ایمان. سلام بر تو که برکت دستانت، پایگاه توحید را از لوث اصنام پاکیزه کرد؛ سلامی به پاکی عفاف و صفای صبح. سلامت باد ای امام همام، ای محبوب نیلگون امامت. سلامی به صفای جبهه های نور، به عطر عبادت رزمندگان و به حرارت عشق سنگرنشینان. سلامت باد، ای آبروی دو عالم، ای جواد، ای تقی، ای فرزانه ترین فریاد تشیع سرخ. سلامی به حرارت شوق، به روشنی شفق و به قداست اشک سرخ

احياي امر دين از نگاه امام رضا علیه السلام
در نوشتار زير تفاوت ميان اقامه دين و دين داري و به عبارت ديگر مفهوم احياي امر دين از ديدگاه امام رضا(ع) تبيين و تشريح شده و تأكيد گرديده كه دين بي ولايت و نظام ولايي هيچ نقش و تأثيري در رهايي انسان از آتش دوزخ نخواهد داشت.
مفهوم امر دين
بي گمان يكي از مسئوليت ها و وظايف مؤمنان، زنده نگه داشت امر دين است. امر دين به معناي مجموعه اي از آموزه هاي اجتماعي دين است. اگر دين به معنا و مفهوم مجموعه اي از گزاره هاي معرفتي و دستوري براي شناخت موقعيت خود در هستي و كوتاه ترين و آسان ترين راه رسيدن به كمال مطلق، مجموعه اي كه مرتبط با امور اجتماعي و هنجاري جامعه است امر دين است در دين همواره سخن از دو وظيفه مختلف ولي در راستاي يك ديگر است. بخشي كه انسان را با خود و خدا و هستي آشنا مي سازد و برانسان است كه با شناخت خود و خدا و هستي اعمال و رفتاري را انجام دهد كه وي را به كمال برساند و تزكيه نفس و تكامل شخصيتي بيابد و بخشي ديگر كه به عنوان اقامه دين از آن تعبير مي شود. بسياري از اوقات درباره قيام حضرت ابي عبدالله شنيده شده كه آن حضرت براي اقامه دين و احياي سيره جدش و نيز اقامه نماز و زكات و امر به معروف و نهي از منكر قيام كرد. پرسش اين است كه اقامه دين و يا نماز چه تفاوتي با نمازگزاري دارد؟ مگر نه اين است كه در زمان معاويه و حتي يزيد مردم به مساجد مي رفتند و نماز را اقامه مي كردند و نمازهاي جماعت، پرجمعيت و انبوه برگزار مي شد؟ پس چرا آن حضرت قيام خويش را به اقامه نماز و يا زكات مرتبط مي سازد؟ مگر نه اين است كه در همه زمان هاي عصر نخستين اسلام در مدينه زكات و نماز بوده است ولي چه شد كه امام اين گونه دعوت خويش را توجيه مي كند و به آن دليل و مشروعيت مي بخشد.
به نظر مي رسد كه ريشه اين تفاوت نگرش و زاويه ديد را مي بايست در تلقي هر يك از دو گروه مقابل، جست وجو كرد. آن چه آن حضرت را وا مي دارد كه قيام كند و حتي براي اقامه آن دست به شمشير برد و خون خويش و اقوام و خويشان را در راه آن بريزد تفاوتي است كه در نوع تحليل و برداشت از واژه اقامه و نيز مسئله امر دين وجود دارد.
در حال حاضر در بسياري از كشورهاي اسلامي نمازهاي انبوه و پرجمعيتي برگزارمي شود و مردم بسياري زكات خويش را پرداخت مي كنند و حتي در اجراي آن ذره اي كوتاه نيامده و عقب نشيني نمي كنند ولي با اين همه در تحليل شيعيان مردم همان كشور متهم به عدم اقامه امر زكات و نماز مي شوند؟
پرسش اين است كه مراد از اقامه و يا امر چيست؟ چه تفاوتي ميان نمازگزاري و دادن زكات با اقامه نماز و يا زكات و يا هر امر ديگري است؟
نگرش شيعي به امر دين
به نظر مي رسد كه در تحليل و تبيين شيعي تفاوت ماهوي ميان نمازگزاري و اقامه نماز و يا زكات دادن با اقامه آن و يا حتي دين داري و يا اقامه دين وجود دارد. در تحليل شيعي اقامه دين و يا نماز و يا امر به معروف و نهي از منكر به معناي آن است كه مردم براي اهداف واقعي آن قيام كنند و همه اعمال و رفتارهاي خويش را براساس آن سامان دهند. در يكي از آيات قرآني درباره رهبانيتي كه مسيحيان در سده سوم و چهارم بدعت گذاشته بودند و به غارها مي رفتند تا دور از شاهان ستمگر، در انتظار منجي موعود و پيامبر آخر زمان كه حضرت عيسي(ع) مژده آمدنش را داده بود به عبادت و پرستش خداوند بگذرانند، اين مطلب آمده است كه ايشان در اين كار خويش نتوانستند چنان كه با خود عهد و پيمان بسته بودند عمل كنند؛ زيرا آنان زماني كه پيامبر(ص) ظهور كرد برخلاف انتظار به ايشان ايمان نياوردند و حتي از در مخالفت با او وارد شدند. اين جاست كه قرآن ايشان را نكوهش مي كند كه برخلاف اصول و مباني و اهداف خويش عمل كردند و به اصول رهبانيت در اين بخش نيز وفادار نماندند.
ولايت، ستون اساسي دين
اين بدان معناست كه آنان هدف خويش را فراموش كرده و برخلاف آن اقدام كردند. دين نيز اين گونه است. هدف از دين چنان كه قرآن بيان مي كند ايجاد نظام ولايي در نظام اجتماعي جامعه اي است كه از آن به امت نمونه ياد مي كند. هدف اين است كه نظام ولايي ايجاد شود و مردم در آن جامعه بتوانند با مديريت انسان كامل و معصوم به كمال لايق و شايسته خويش دست يابند. از اين رو در آيات سوره مائده چندين بار به اين مسئله اشاره مي كند كه نظام ولايي تا چه اندازه مهم و از جايگاه اصلي و بنيادين برخوردار مي باشد. از اين رو قرآن به پيامبر هشدار مي دهد كه اگر ابلاغ حكم ولي الله اعظم را به مردم نرساند و براي نظام ولايي، مدير و مدبري پس از خويش معرفي نكند در حقيقت دين ناقص مانده و ابلاغ رسالت به تمام انجام نشده است. براين اساس زماني كه ولايت امير مؤمنان(ع) در روز غدير خم بيان مي شود خداوند آن را روز اكمال دين و اتمام نعمت عظماي الهي برمي شمارد.
بنابراين هدف از دين، تحقق نظام ولايي در امت و جامعه انساني است كه اگر اين امر فراموش شود در حقيقت دين، ناقص و عملي نارساست. بر اين اساس است كه گفته شده هر عملي در صورتي مقبول درگاه خداوندي است كه براساس نظام ولايي و مقبوليت ذات باري تعالي انجام شود و اگر شخصي، ولايت نظام ولايي را نپذيرد در حقيقت تمام اعمال و رفتار صالح او باطل و بي ارزش است. از اين رو گفته شده ستون اساسي دين و بنياد آن، ولايت و پذيرش آن است.
بنابراين لازمه اقامه دين و يا هر امر ديگر آن است كه براساس نظام ولايي انجام شود. و اگر بهترين اعمال و بزرگ ترين اجتماعات براي نماز انجام شود ولي نظام ولايت در نماز مورد توجه نباشد در حقيقت دين اقامه نشده و تنها شكل و صورت نماز انجام شده است. در حقيقت اين ولايت است كه به نماز و هر عمل عبادي ديگر معنا و مفهوم مي بخشد.
امر در كاربردهاي قرآني هرگاه مرتبط با اعمال مردم باشد به معنا و مفهوم امور اجتماعي و سياسي است. از اين رو سخن از اولوالامر به معناي صاحبان امور اجتماعي مردم است. اينان اشخاصي هستند كه امور اجتماعي و سياسي مردم و جامعه را مديريت مي كنند. بنابراين اقامه امر به معناي آن است كه شخص براساس نظام ولايي، امور اجتماعي و سياسي مردم را مديريت كند.
قيام امام حسين(ع) براي اقامه امر دين يعني همان نظام ولايي و برپايي آن بود. اگر در روايات به اموري چون اقامه نماز و زكات و امر به معروف و نهي از منكر اشاره شده در حقيقت به نمونه هايي از مصاديق امر دين اشاره شده است. زماني كه امام معصوم و كامل مرتبط با نظام ولايي، نمازي را اقامه مي كند يعني آن را بر پايه نظام ولايي به سمت و سوي كمالي آن كه اهداف اصلي دين است رهنمون مي سازد.
در روايتي از امام رضا(ع) آمده است كه مردم را دعوت كنيد تا امر ائمه را احيا و زنده نگه دارند. در حقيقت از وظايف مردم و شيعيان اين دانسته شده كه حقيقت دين را كه نظام ولايي است احيا و زنده نگه دارند.
آن حضرت(ع) در روايت سلسله الذهب به اين مسئله به گونه اي ديگر اشاره مي كند. روايت سلسله الذهب به اين معناست كه همه زنجيره روات حديث كه از خدا نقل مي شود انسان معصوم و كاملي مي باشند. در اين سلسله كه امام رضا(ع) آن را نقل مي كند وي از پدر خويش از پدران خويش تا رسول الله و رسول الله از جبرئيل و جبرئيل از خدا نقل مي كند كه خداوند فرمود: لااله الاالله حصني فمن دخل حصني امن من عذابي. همه كساني كه با وي همراه بودند از دولتمردان جاسوس مامون و دوست داران امامت و ولايت و نويسندگان روايت، براين نكته آگاهي يافتند. تا اين جا حديث، هيچ تفاوتي با ديگر مباني ديني كه مامون آن را تبليغ و اهل سنت بدان عمل مي كردند ندارد. تا اين جا همين مسئله مطرح است كه نمازي به پا مي شود و زكاتي داده مي شود و اين لااله الا الله نيز دژي است كه هركسي مي تواند با ايمان بدان وارد آن شود و از عذاب الهي ايمن شود؛ اين مسئله همانند نماز خواندن و زكات دادن ارتباطي با ولايت و نظام ولايي ندارد و مشكلي را براي بي ولايت مداران ايجاد نمي كند.
پذيرش نظام ولايي، شرط نجات
ولي امام در ادامه حديث مسئله اي را مطرح مي سازد تا تفاوت ميان دين كامل و دين ناقص آشكار شود و بحران مشروعيت دولت طاغوتي مامون را همانند بطلان دولت يزيد آشكار نمايد. اين گونه است كه تفاوت نظام ولايي و اقامه امر دين با دين داري معمولي و ناقص آشكار مي شود.
زماني كه همه آرام گرفتند و تصور كردند كه دين داري به اين سادگي است بنابراين دين در سايه طاغوت و دولت باطل تفاوتي با ديدن در نظام ولايي ندارد و بود و نبود امام و انسان كامل، اثري در بهشت و دوزخ رفتن انسان ها ندارد ناگهان آن حضرت(ع) سر از كجاوه بيرون مي آورد و خورشيد حقيقت «امرنا» و اقامه دين را تبيين و روشن مي سازد. آن حضرت(ع) مي افزايد: اما بشرط ها و شروطها و انا من شروطها؛ اما اين كه گفته شد لااله الا الله دژي است كه هر كه در آن درآيد ايمن از عذاب دوزخ شود زماني است كه به شرط و شروط آن عمل كرده باشد و يكي از مهمترين شروط آن درحال حاضر ولي الله اعظم است كه مصداق كنوني و امروزي آن من هستم. به اين معنا كه هرعملي زماني مشروعيت و كمال مي يابد و مي تواند تاثيرگذار باشد كه با امر ما اهل بيت ارتباط پيدا كند. بنابراين اگر كسي بخواهد نجات يابد ناچار مي بايست نظام ولايي را بپذيرد وگرنه اميد بهشت و رهايي از دوزخ را نمي بايست داشته باشد.
اين مسئله موجب شد تا نقش اكمال دين و تاثير آن در عملكرد دين داران آشكار شود. حضرت رضا(ع) به خوبي به همان مسئله اشاره مي كند كه خداوند در سوره مائده به عنوان اكمال دين از آن ياد مي كند. در حقيقت اگر تمام دين، ايمان به توحيد باشد اين توحيد زماني معنا و مفهوم مي يابد كه در نظام ولايي قرار گيرد. دين بي ولايت دين نيست و هيچ تاثير و اثري براي رهايي انسان ندارد. از اين رو گفته اند كه ميان نمازگزاردن و اقامه نماز و ميان دين داري و اقامه دين تفاوت ماهوي است.
ضرورت احياي نظام ولايي
حضرت رضا(ع) از شيعيان خويش مي خواهد كه امر ما را احيا و زنده كنيد. اين همان سخن پدر بزرگوار ايشان است كه وقتي از وي خواسته شد كه محدوده فدك را بگويد تا هارون آن را به ايشان بازگرداند فرمودند نمي تواند آن را مشخص كند؛ زيرا هارون حاضر به دادن فدك با محدوده واقعي آن نيست و هنگامي كه با پافشاري هارون آن حضرت محدوده فدك را گفت همان مرزهاي دولت هاروني از بلخ تا آفريقا از سند تا مديترانه و از فارس و مراكش و همه ممالك اسلامي آن زمان بود. اين بدان معنا بود كه فدك، زمين خاص نيست، بلكه مكتب است كه همان نظام ولايي است و اگر كسي مي خواهد امر ايشان را بازگرداند مي بايست همه آن چه را غصب كرده اند بازگرداند. احيا و زنده نگه داشتي كه آن حضرت به شيعيان بيان مي كند همان زنده نگه داشتن نظام ولايي است كه كمال دين آن است و همه امامان(ع) به اشكال مختلف براي زنده نگه داشتن: آن كوشيدند، گاه با جنگ و گاه ديگر با صلح و گاه ديگر با دعا و ادعيه ها و زماني ديگر با آموزش و تعليم و تربيت. بنابراين اگر بخواهيم اقامه دين داشته باشيم و يا اقامه امر الهي را به طور كامل انجام دهيم مي بايست نظام ولايي را ملاك و معيار عمل خويش قرار دهيم كه پذيرش و مقبوليت دين و اعمال ديني به پذيرش ولايت است و بس.
23 ذيقعده روز زيارتي مخصوص امام رضا (ع) از دور يا نزديك سلام مي دهيم
السلام و عليك يا علي ابن موسي الرضا ، يا غريب الغربا ، يا معين الضعفا ، يا ابالحسن روحي فداك
ثواب زيارت امام رضا (عليه السلام)
حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام) مى فرمايد : كسى كه قبر فرزندم را زيارت كند براى او نزد خدا هفتاد حج مقبول است . راوى مى گويد : گفتم : هفتاد حج ؟! فرمود : آرى ، هفتصد حج . گفتم : هفتصد حج ؟ فرمود : آرى ، هفتاد هزار حج . گفتم : هفتاد هزار حج ؟ فرمود : چه بسا حجى كه پذيرفته نشود ؛ كسى كه او را زيارت كند و يك شب در آن منطقه بخوابد مانند اين است كه خدا را در عرشش زيارت كرده است . گفتم : مانند كسى است كه خدا را در عرشش زيارت كرده است ؟ فرمود : آرى ، هنگامى كه قيامت برپا مى شود چهار نفر از اوّلين و چهار نفر از آخرين بر عرش قرار دارند ، اما چهار نفر اوّلين : نوح و ابراهيم و موسى و عيسى است ؛ اما چهار نفر آخرين : محمد و على و حسن و حسين است .
سپس نخ ترازى كشيده مى شود ـ كه خوبان را از بدان جدا مى كند ـ پس زائران قبور ما با ما قرار مى گيرند ، از نظر برترين درجه ، و نزديك ترينشان به عطا و بخشش ، زائران قبر فرزندم على بن موسى الرضا { هستند }(1) .
1 ـ كامل الزيارات : 307 ، باب الحادى والمائة ، حديث 13 .
منبع : زیبایهای اخلاق / حسین انصاریان
منابع مقاله:
مجله، ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 10، ؛
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم:«ستدفن بضعه منی بخراسان ما زارها مکروب الا نفس الله کربته ولا مذنب الا غفر الله ذنوبه.»(1) پاره تن من در خراسان دفن خواهد شد، هیچ گرفتار و گنه کاری اورا زیارت نکند جز این که خداوند گرفتاری او را برطرف سازد وگناهانش را ببخشاید.
امام رضا علیه السلام:«ان لکل امام عهدا فی عنق اولیائه و شیعته و ان من تمام الوفاء بالعهد و حسن الاداء زیارة قبورهم. »(2) هر امام و رهبری، عهد و میثاقی بر پیروان و دوستدارانش داردو همانا یکی از اعمالی که نمایانگر وفاداری و ادای میثاق است،زیارت آرامگاه آنان است.
امام رضا علیه السلام:«اللهم انک تعلم انی مکره مضطر فلا تؤاخذنی کما لم تؤاخذ عبدک و نبیک یوسف حین وقع الی ولایة مصر.»(3) بار خدایا تو می دانی که من بر پذیرفتن ولایتعهدی مامون مجبورو ناچارم پس مرا مؤاخذه مکن همان گونه که بنده و پیامبرت یوسف را به هنگام پذیرفتن حکومت مصر مؤاخذه نکردی.
امام رضا علیه السلام:«قد علم الله کراهتی لذلک، فلما خیرت بین قبول ذلک و بین القتل اخترت القبول علی القتل.»(4) ریان گوید: به حضرت رضا علیه السلام عرض کردم مردم می گویند شمابا این که اظهار بی رغبتی به دنیا می کنید ولایتعهدی راپذیرفته اید؟ امام فرمود: خداوند خود می داند که من این امر راناپسند می داشتم ولی چون بین پذیرش آن و مرگ مخیر شدم، قبول آن را بر مرگ ترجیح دادم.
امام رضا علیه السلام:«من زارنی علی بعد داری و مزاری اتیته یوم القیامه فی ثلاثة مواطن حتی اخلصه من اهوالها اذا تطایرت الکتب یمینا و شمالا وعند الصراط و عند المیزان.»(5) کسی که با دوری راه سرا و مزارم را زیارت کند، روز قیامت درسه جا [برای دستگیری] نزد او خواهم آمد و او را از بیم وگرفتاری آن موقفها رهایی خواهم بخشید: هنگامی که نامه ها [ی اعمال] به راست و چپ پراکنده شود، نزد صراط و نزد میزان [هنگام سنجش اعمال].
امام رضا علیه السلام:«من زارنی و هو یعرف ما اوجب الله تعالی من حقی و طاعتی فاناو آبائی شفعائه یوم القیامة و من کنا شفعائه نجی.»(6) هر که مرا زیارت کند در حالی که حق و طاعت مرا که خدا بر اوواجب کرده بشناسد، من و پدرانم در روز قیامت شفیع او هستیم وهر که ما شفیع وی باشیم نجات یابد.
امام رضا علیه السلام:«انی ساقتل بالسم مظلوما فمن زارنی عارفا بحقی... غفر الله ما تقدم من ذنبه و ما تاخر.»(7) من به زودی مظلومانه با سم به قتل خواهم رسید. پس هر که باشناخت حق من زیارتم کند خداوند گناهان گذشته و آینده او راببخشاید.
امام رضا علیه السلام:«... و هذه البقعة روضة من ریاض الجنة و مختلف الملائکة لا یزال فوج ینزل من السماء و فوج یصعد الی ان ینفخ فی الصور.»(8) این بارگاه بوستانی از بوستان های بهشت است، و محل آمد و شدفرشتگان آسمان، و همواره گروهی از ملائکه فرود می آیند و گروهی بالا می روند تا وقتی که در صور دمیده شود.
امام رضا علیه السلام:«و قد اکرهت و اضطررت کما اضطر یوسف و دانیال علیهما السلام اذقبل کل واحد منهما الولایة من طاغیة زمانه، اللهم لا عهد الاعهدک و لا ولایة الا من قبلک فوفقنی لاقامة دینک و احیاء سنة نبیک... .»(9) من [به این کار] واداشته شدم و ناچار گشتم، چنان که یوسف ودانیال علیهما السلام مجبور شدند چه هر یک از آن دو، ولایت رااز خودکامه زمان خویش پذیرفتند، خدایا پیمانی نیست مگر پیمان تو و ولایتی نیست مگر از سوی تو، پس مرا در برپا داشتن دینت وزنده کردن سنت پیامبرت توفیق رسان.
امام رضا علیه السلام:«قد نهانی الله عز و جل ان القی بیدی الی التهلکة فان کان الامرعلی هذا... اقبل ذلک علی انی لا اولی احدا و لا اعزل احدا و لاانقض رسما و لا سنة.»(10)
خداوند مرا بازداشته از این که خویش را با دست خود به نابودی افکنم، پس اگر قرار چنین است آن را می پذیرم به شرط آن که نه کسی را به کار گمارم و نه کسی را از کار کنار گذارم و نه رسم و سنتی را نقض کنم.
پی نوشت ها:
1) عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 257. 2) بحار، ج 100، ص 116. 3) بحار، ج 49، ص 130. 4) عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 139. 5) وسائل، ج 10، ص 433. 6) همان، ج 5، ص 436. 7) همان، ج 10، ص 438. 8) بحار، ج 102، ص 44. 9) عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 19. 10) علل الشرایع، ج 1، ص 226.
التماس دعا .
ایکاش نشاط عید تکمیل شود
امسال دو بار سال تحویل شود
ایکاش به ۸/۸/۸۸
در کار ظهور یار ، تعجیل شود .
میلاد پر نور و سرور ولی نعمتمون آقامون مولامون هشتمین اختر آسمان امامت و ولایت شمس و الشموس علی ابن موسی الرضا (ع) بر تمامی عاشقان و مشتاقان حضرتش گرامی باد .

خداییش گنبد طلات عین بهشته . . .

نایب الزیاره همه شما بودیم حرم مولامون

ميلاد سراسر نور و سرور كريمه اهل بيت (ع) حضرت فاطمه معصومه (س) بر شما مبارك
میلاد کریمه اهل بیت، اخت الرضا
حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها
مبارک باد

شيعيان عيدتان مبارك باد
جلوه های عبودیت امام رضا(ع)
آنچه از جلوه های عبودیت و بندگی آن حضرت در آینه ی اخبار و نقل های تاریخی به یاد مانده ، در بیان فهرست گونه زیر می توان شاهد آن بود:* شب ها ، کم می خوابید و بیشتر شب را به عبادت سپری می کرد.
* بسیاری از روزها را روزه داشت و بویژه روزهای اول، نیمه و آخر هر ماه را روزه می گرفت . و می فرمود : « ذالک صوم الدهر » اگر کسی این چند روز را روزه گیرد ، به شخصی ماند که تمام عمر ، روزه بوده است.
* سجده هایش بسیار طولانی بود، به گونه ای که اگر پس از نماز صبح به خاک می افتاد، تا دمیدن آفتاب صبحگاهی ، همچنان در سجده بود.
* قرآن بسیار تلاوت می کرد و اُنس امام (ع) با قرآن چنان بود که جز از قرآن نمی گفت، پاسخ او به هر پرسشی، از قرآن بود. تمثیل های او نیز برگرفته از قرآن بود.
* هنگامی که در بستر خواب قرار می گرفت ، به یاد خدا و تلاوت قرآن مشغول می شد.
* در تلاوت آیات نورانی قرآن، اگر به آیه ای می رسید که در آن از دوزخ و کیفر الهی بود، سخت می گریست و از آن به خدا پناهنده می شد.
* به نماز اول وقت اهتمام داشت و روزهایی که روزه داشتند، هنگام افطار، نخست نماز می خواندند.
* نوافل بویژه نماز شب را حتی در سفر رها نمی کرد و چون ثلث آخر شب فرا می رسید از بستر بر می خواست، در حالی که ذکر بر لب داشت. به محل وضو رفته، مسواک می کرد، وضو می گرفت، به نماز می ایستاد و هر شب علاوه بر نافله شب ، نماز جعفر طیار را نیز می خواند تا هنگام نماز صبح و پس از انجام فریضه صبح، به تعقیبات ادامه داده، با طلوع خورشید، سجده شکر می کرد و این مرحله عبادی را به انجام می رسانید.
* همواره ذکر خدا را بر زبان داشت.
* از خدا سخت می ترسید.
* در غیر نماز نیز به مناجات با خدا، اُنس داشت.
* بسیار وقت ها، به خواندن نماز اشتغال داشت.
* رجاء بن ابی ضحاک، مأمور شد تا امام را از مدینه به مرو، همراهی کند، خلیفه به وی دستور داد، در تمام شبانه روز و در طول سفر، ملازم و همراه امام (ع) باشد. در پایان سفر چنین گفت: « به خدا سوگند کسی را نیافتم که از او پرهیزکارتر باشد و بیش از آن گرامی به یاد خدا و در خوف از خدا به سر برد.»
آنگاه او به جلوه های مختلف عبادت امام نیز اشاره می کند، که در این مختصر نمی گنجد.
حضور امام رضا (ع) در میدان عبادت، حضوری انزوا طلبانه نبود و عبادت و بندگی به درگاه خدا را وسیله رها کردن مسئولیت های اجتماعی و پرداختن به واقعیت های زندگی قرار نداده بود، بلکه آن گرامی در اوج زهد و تقوا ، شخصیتی سازنده و حاضر در میدان های علمی و اجتماعی بود.
اخلاق امام (ع) در بیان روایات
* او بسیار به مستمندان رسیدگی می کرد.
* به دادن صدقه بویژه در شب های تار و به صورت پنهانی بسیار مبادرت می کرد.
* با خدمتگزارانش کناره یک سفره می نشست و غذا می خورد.
* هیچ فرقی میان غلامان و اشراف و اقوام و بیگانگان نمی گذارد، مگر بر اساس تقوا.
* همواره متبسم و خوش رو بود.
*بهترین بخش غذای خود را قبل از تناول، برای گرسنگان جدا می ساخت.
* با فقرا می نشست.
* در تشییع جنازه شرکت می جست.
* خدمتکاری را که مشغول خوردن غذا بود، به خدمت فرا نمی خواند.
* با صدای بلند و قهقهه نمی خندید.
* رفع نیاز مومنان و گره گشایی از ایشان را بر دیگر کار ها مقدم می داشت.
* روی حصیر می نشست.
* قرآن زیاد تلاوت می کرد.
* با گفتارش دل کسی را نرنجانید.
* سخن هیچ کس را نا تمام نمی گذاشت و نمی شکست.
* هیچ نیازمندی را تا حد امکان رد نمی کرد.
* پای خود را هنگام نشستن در حضور دیگران دراز نمی کرد.
* در حضور دیگران همواره از دیوار فاصله داشت و هیچ گاه تکیه نزد.
* همواره یاد خدا را بر زبان جاری داشت.
* از اسراف و تبذیر سخت پرهیز داشت.
* به مسافری که پول خود را تمام و یا گم کرده بود، بدون چشم داشت ، هزینه سفر می داد.
* در دادن افطاری به روزه داران کوشا بود.
* به عیادت بیماران می رفت.
* در معابر عمومی ، آب دهان خود را نمی انداخت.
* از میهمان ها شخصاً پذیرایی می کرد .
*هنگامی که بر جمعی کنار سفره وارد می شد، اجازه نمی داد تا برای احترام وی از جای برخیزند.
* به سخن دیگران که وی را مخاطب قرار داده ، از او پرسشی داشتند ، با دقت کامل گوش داده و پاسخ می داد.
* خویش را به بوی خوش معطر می کرد، بخصوص برای نماز .
* به نظافت جسم و لباس بویژه موی سر توجه داشت.
* قبل از غذا دست ها را می شست و با چیزی خشک نمی کرد ، بعد از غذا نیز آنها را می شست و با حوله ای خشک می کرد.
* اگر غذایی از حد نیاز زیاد می آمد آن را هرگز دور نمی ریخت.
* در حضور دیگران به تنهایی چیزی نمی خورد.
* بسیار بردبار و شکیبا بود.
* کارگری را که به مبلغ معین اجیر می کرد، در پایان افزون بر مزدش به او عطا می کرد.
* با همگان با رأفت و خوشرویی روبرو می شد.
* بسیار فروتن بود.
* به فقرا و بیچارگان بسیار می بخشید و آن را برای خود پس انداز می دانست.
« این همه که یاد شد بی گمان خوشه ای از خرمن شخصیت اخلاقی آن امام بزرگ است و نه تمام آن»
امید آن داریم که حضرت رضا (ع) ما را ازخامین خود قرار دهد.
به خدا خاک درش را نفروشم به بهشت چون مرا خطه خراسان, وطن است.

بينش و روش امام رضا (ع)
1-سفر پاکیزه و حلال :دو نفر مسافر وارد خراسان شدند و خدمت حضرت رضا (ع)رسیدند تا حکم نمازشان را بپرسند ،که آیا نماز آنان در سفر دو رکعتی است یا چهار رکعتی ؟
حضرت به یکی از آن دو فرمود : نماز تو دو رکعتی است . و به دیگری فرمود : نماز تو چهار رکعتی است .
آن دو مسافر تعجب کردند که چرا امام میان آنها فرق گذاشته است ،
امام فرمود : اما تو که نمازت دو رکعتی است ، چون به سفر حلال آمده ای و هدفت دیدار وزیارت من است ودر سفر حلال نماز چهاررکعتی بصورت دو رکعتی خوانده میشود ، ولی دیگری هدفش دیدار طاغوت بوده ، این باعث میشود که سفرش حرام شود و در سفر حرام نماز چها ر رکعتی تغییر نمی کند .
2- احترام میهمان :
مهمانی بر حضرت وارد شد ، درخانه گرد چراغی نشسته با امام مشغول گفت و گو بودند که فتیله چراغ خراب شد .مهمان خواست آن را اصلاح کند ، امام نگذاشت و فرمود : «ما هرگز اجازه نمی دهیم که مهمان کار کند».
3- مهربانی با خدمتکاران:
از خادم امام رضا (ع) نقل شده است : هرگز امام به هنگام غذا خوردنِ غلامان ،آنان را به کاری مامورنمی کرد و می فرمود : اگر من بالای سر شما ایستادم و شما مشغول غذا خوردن بودید ، به احترام من بلند نشوید .
امام رضا (ع) با خدمتگزاران کوچک و بزرگ ، از روی الفت و مهربانی گفتگو می کردند.
به امام پیشنهاد شد که اجازه فرمایید برای سیاه پوستان سفره جداگانه انداخته شود تا آنها در کنار شما نباشند . امام فرمود :« خدای همه ما یکی است ، همه از یک پدر و مادر یم و جزای هرکس برابر اعمال اوست ، پس جدایی چرا ؟ ».
4- بخشندگی امام(ع):
امام رضا(ع) روز عرفه در خراسان تمام اموال خود را میان محرومان تقسیم کرد.شخصی گفت :«این کار زیان بزرگی است».امام فرمود :«هرگز چنین نیست، این انفاق، سرمایه گذاری برای دریافت اجر وکرامت پروردگار است».
5- ادب وانسان دوستی امام(ع):
ابراهیم بن عباس می گوید :«هرگز ندیدم امام رضا (ع) در سخن با کسی درشتی کند و هرگز ندیدم کلام کسی را قطع کند تا که سخنش را به پایان برد و هرگز نیاز مندی را که توان بر آوردن نیازش را داشت ، دست خالی باز نمی گرداند و هرگز نزد کسی پایش را دراز نمی کرد وهرگز نزد همنشین خود به چیزی تکیه نمی داد و هرگز ندیدم به کسی از موالی و خدمت کارانش نا سزا گوید وهمیشه خنده اش ،تبسم بود وهرگاه تنها می شد وسفره طعام پهن می گشت ، خدمتکاران وحتی آنان که کارهای جزئی وکم اهمیت را انجام می دادند و اسبان را رسیدگی می کردند ،بر سر سفره دعوت می کرد و همراه آنان غذا می خورد».
6- صرفه جویی:
غلامان میوه ها را نیم خور می کردند و در نتیجه ،قسمتی از میوه ها دور ریخته می شد.امام فرمود :«سبحان الله ،اگر شما نیاز ندارید ،مردمی گرسنه و نیازمندهستند، مقداراضافه را به محرومان بدهید».
7- عفو وگذشت:
شخصی به نام جلّودی از طرف حکومت هارون الرشید به خانه های فرزندان ابوطالب در مدینه حمله کرده تا به منزل امام رضا(ع) رسید، خواست وارد شود و زیورآلات زنان را بگیرد ، امام رضا (ع) فرمود :«اکنون که مامور اجرای این ظلم هستی ، اندکی صبر کن ، من خود زیورهارا برای تو می آورم و چنین کرد».
زمانی گذشت وسیاست ها دگرگون شد .امام رضا(ع) را ولی عهد کردند وجلّودی را به زندان افکندند. همین که زمان محاکمه او رسید ، امام رضا (ع) آهسته به مامون فرمود :«به این پیرمرد (جلّودی )کار نداشته باش ، اورا به من ببخش».
جلّودی که از دور شاهد گفت گوی امام با مامون بود ، ورفتار گذشته خود را به یاد داشت، گمان کرد که امام بدی اورا می گوید واز مامون می خواهد اورا مجازات کند ، از این رو به مامون گفت :«تورا به خدا هر چه این مرد به تو گفت در حق من انجام نده».
مامون گفت :«علی بن موسی (ع) از من خواسته بود تو را مجازات نکنم ، اما حال که تو خودت سوگند دادی، سرنوشت شومی در انتظار توست و دستور اعدام وی را صادر کرد».
8- امام وقرآن:
پاسخ هایی که امام به مردم می داد ، همه از کلمات قرآن بود .درسه شبانه روز،تمام قرآن را تلاوت می کرد و می فرمود :« اگر بخواهم میتوانم در کمتر از سه روز بخوانم ، ولی چون درباره هر آیه تفکر می کنم ، سه روز به طول می انجامد».
9- امام و مناجات شبانه:
امام (ع) بیشتر شبها را به تلاوت قرآن می پرداخت .به آیات عذاب که می رسید ، گریه می کرد و به خدا پناه می برد . یک سوم آخر شب را مشغول ذکرو تسبیح و استغفار می شد. پس از مسواک و وضو نماز شب می خواند ونماز جعفر طیار را که جمعا چهار رکعت است ، اقامه می کرد وآن را به جای چهار رکعت از نماز شب قرار می داد.
حضرت شبها خوابش اندک بود وبیداری اش بسیار . بیشتر شب ها را از آغاز تا بامدادان به زنده داری می پرداخت. بسیار روزه می گرفت و روزه سه روز از ماه را از دست نمی داد و می فرمود : «این،[ برابرثواب ] روزه دهر است». حضرت کار نیک بسیار می کرد و صدقه پنهانی فراوان می داد که بیشتر آن در شبهای تار صورت می پذیرفت.
10- شرط برادری:
امام رضا (ع) به برادرش فرمود :« هر که تقوا نداشته باشد ، از ما نیست و ما از او نیستیم .تو زمانی برادر من هستی که گناه نکنی ، اگرخلاف کار شدی ، رشته برادری ما قطع می شود».
11- رفتار امام با شیعیان:
موسی بن سیّار می گوید:« من همراه امام رضا (ع) در نزدیکی توس بودم که صدای شیونی شنیدیم. به دنبالش رفتیم ، جنازه ای دیدیم که تشییع می کردند . حضرت بلا فاصله از اسب پیاده شد و به سوی جنازه رفت و مانند کسی که به سوی عزیزش می شتابد جنازه رادر بر گرفت و فرمود:« هر کس جنازه دوستان ما را تشییع کند خداوند تمامی گناهانش را می بخشد».سپس تا کنار قبر به دنبال آن رفت. آن گاه دست روی سینه میّت گذاشت و او را به بهشت بشارت داد.
من گفتم:« قربانت شوم مگر او را می شناسی»؟
امام فرمودند: «آیا نمی دانی کارهای شیعیان ما هر صبح و شام بر ما عرضه می گردد؟اگر نیکو کار باشند، شکر می کنیم، و اگر خلافکار باشند، از خداوند برای آنان عفو و گذشت می طلبیم».
12- لطف و بزرگواری امام:
شخصی در راه بازگشت از سفر حج پولش تمام شده بود. خدمت امام رسید و گفت : « شما مرا کمک کنید، همین که به شهر خودم رسیدم، مقدار بدهی خود را از جانب شما به فقرا صدقه می دهم». حضرت صبر کردند تا خانه خلوت شد. سپس وارد اندرون خانه شدند و از پشتِ در ، مبلغ دویست دینار به او عطا کرده، فرمودند: این ملبغ را مصرف کن،لازم نیست آن را از طرف من صدقه بدهی.
دوستان امام از حضرت پرسیدند:« چرا هنگام بخشش با او روبرو نشدید؟»فرمود:«نخواستم موقع دریافت پول، شرمنده شود».
13- تواضع امام:
امام (ع) به گرمابه درآمد. شخصی به ایشان گفت:« ای مرد! مرا در شست و شو کمک کن» و حضرت(ع) او را شست و شو داد.[در این هنگام] مردم حضرت را به او معرفی کردند، پس آن مرد[ از جسارت خود] به عذرخواهی افتاد، ولی حضرت او را آرامش می بخشیدو همچنان وی را شست و شو می داد.
امام رضا (ع) در تابستان بر روی حصیر و در زمستان روی پلاس می نشست، ولی زمانی که در برابر مردم قرار می گرفت، لباس مرتب و فاخر می پوشید.
14- امام و تعیین حقوق کارگر:
سلیمان بن جعفری می گوید: برای کاری (نیازی)در خدمت امام رضا (ع) بودم و هنگامی که خواستم به خانه بازگردم ، حضرت به من فرمود : با من بیا و شب را نزد من باش.من به همراه امام (ع) رفتم ، وقتی وارد خانه شدیم، خدمتکاران امام مشغول مرمّت قسمتهایی از خانه بودند و در کنار آنان کارگری سیاه چهره نیز کار می کرد که امام قبلاً وی را ندیده بود.
حضرت (ع) فرمود : این مرد که با شما ست، کیست؟
گفتند : به ما کمک می کند و ما هم چیزی به او می دهیم .
حضرت (ع) فرمود: آیا مزد او را قطعی کرده اید؟
گفتند: خیر ، او به هر چه ما به او دهیم، خشنود است.
حضرت (ع) از به کار گیری بدون تعیین مزد برای او ناراحت شد!
عرض کردم: قربانت گردم! چرا ناراحت می شوید.
فرمود: من آنها را بارها از این کار بازداشته ام و گفته ام پیش از تعیین مزد کارگر ، کسی را به کار نگیرید.»
15- شرط همکاری با فرمانروایان غیر دینی:
حسن بن حسین انباری :« چهارده سال با حضرت رضا (ع) مکاتبه کردم و از وی اجازه خواستم تا در حکومت ] عباسیان [ شغلی بگیرم و به کار بپردازم. در آخرین نامه خود به ایشان یادآور شدم که می ترسم سر از تنم جدا کنند و حاکم می گوید: تو شیعه هستی، و ما تردیدی نداریم که به سبب شیعه بودن، کار حکومت عباسی را نمی پذیری.»
امام رضا (ع) به من نوشتند: « نامه ات را که در آن بر خویشتن ترسیده بودی ، دریافتم. اگر می دانی در صورت پذیرفتن مسئولیت، آنگونه عمل می کنی که پیامبر خدا (ص) بدان دستور داده است و در پی آن، یاران و منشیان خود را از میان شیعیان بر می گزینی و هرگاه چیزی ]مالی[ در اختیار تو قرار گرفت، میان مومنان تهیدست تقسیم می کنی و با آنان برابر رفتار می نمائی تا آنجا که خودت را هم یکی از آنان به حساب می آوری ، در این صورت مانعی ندارد که شغل حکومتی را بپذیری و اگر نمی توانی چنین باشی شغل حکومتی را نپذیر ! »


مسلمانان جهان درسال 148 هـ ق، هدیه ای بزرگ و الهی را دریافت نمودند و آن میلاد هشتمین حجت خدا بود، نام مبارکش علی، لقب مشهور آن حضرت، رضا و کنیه معروف ایشان، ابوالحسن است. پدر بزرگوارش، امام موسی بن جعفر(ع)، هفتمین امام شیعیان و مادر آن حضرت بانویی پاکدامن و پرهیزکار به نام تکتم که بعدها طاهره نامیده شد. همسر مکرمه حضرت رضا علیه السلام اُمّ ولًد مادر امام جواد (ع) است.
نسب امام رضا(ع)
او علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی ابی طالب(ع) هشتمین امام اهل بیت است، که در مدینه متولد شده، و در طوس وفات یافته است.
ولادت و شهادت امام رضا(ع)
درتعیین ماه و سال تولد آن حضرت، اختلاف زیادی وجود دارد، همچنان که در ماه و سال شهادت آن امام بزرگوار نیز اختلاف است، و تفاوت این اقوال هم کم نیست، و در برخی از آنها از پنج سال بیشتر است، و چون آنچه در این باره گفته اند، درهم و آمیخته است، و تعیین قول صحیح دشوار می باشد، لذا بدون این که یکی از این اقوال را اختیار و در این جا ذکر کنیم، همه آنها را از نظر خوانندگان می گذرانیم، زیرا در بررسی و استقصای قول صحیح، و اقامه دلیل برای اثبات صحّت آن، فایده مهمّی مترتب نیست.
تولّد آن حضرت درمدینه در روز پنجشنبه یا جمعه 11 ذی الحجّه، یا ذی القعده، یا ربیع الاول سال 148 یا 153 هـ اتفاق افتاده است.
درتعیین ماه و سال شهادت آن حضرت، اختلاف زیادی وجود دارد. شهادت آن بزرگوار، آخر ماه صفر، و به ظن قوی قول شیخ صدوق که وفات آن امام را درسال 203 ذکر کرده است، و این همان سالی است، که مأمون به سوی عراق رهسپار شده است، و این که وفات آن حضرت سال206 بوده، قطعاً صحیح نیست زیرا مأمون در سال 204 وارد بغداد شده، و مسلم است که وفات امام(ع) درهنگامی واقع شده که او راهی سفر بغداد بوده است.
مادر امام رضا(ع)
در مورد نام مادر امام هشتم(ع) اختلاف بسیاری است، گفته شده که نام مادر آن حضرت، خیزران بوده است و برخی أروی گفته اند، که ملقب به شقراء نوبیه بوده است، و بعضی نام مادرش را نجمه دانسته اند، که کنیه اش ام البنین بوده است و برخی سکن نوبیه گفته اند، و نیز گروهی نام مادر آن حضرت را تکتم نوشته اند، و شاید این دسته به آنچه در شعر یکی از مدیحه سرایان آن حضرت آمده است، استناد جسته اند:
ألا إن خیر الناس نفساً و والداً و رهطاً و أجداداً، علی المعظم
اتتنا به للعلم و الحلم ثامناً إماماً یؤدی حجه الله (تکتم)
فرزندان امام رضا(ع)
در شماره و اسامی فرزندان امام(ع) نیز اختلاف است، گروهی آنها را پنج تن پسر و یک دختر نوشته اند، به نامهای محمد قانع، حسن، جعفر، ابراهیم، حسین و عایشه.
سبط بن جوزی در تذکره الخواص، آنان را چهار تن، که با حذف حسین، به شرحی که ذکر شده نام برده است، اما شیخ مفید براین باور است، که امام هشتم(ع) را، فرزندی جز امام محمد جواد(ع) نبوده است، و ابن شهرآشوب و طبرسی در اعلام الوری، نیز بر همین اعتقاد می باشند، و اما درکتاب العدد القویه تعداد فرزندان آن حضرت دو فرزند پسر، به نامهای محمد و موسی، ذکر شده است و آنچه درکتاب قرب الاسناد آمده است، این قول را تقویت می کند، و آن این است که بزنطی به امام هشتم (ع) عرض کرد، درچند سال پیش پرسیدم که جانشین شما کیست؟ فرمودید فرزندم، و در آن روز فرزند نداشتید، و اکنون خداوند به شما دو فرزند عطا فرموده است، کدام یک از این دو جانشین شماست؟ در عیون اخبار الرضا آمده که امام دختری به نام فاطمه داشته است.
اکنون ما در این صدد نیستیم، که دقیقاً شماره و نام فرزندان آن حضرت را، بررسی و تعیین کنیم، ولی نظر شیخ مفید را که ذکر شد ترجیح می دهیم، و آنچه از نظر ما محقق است این است که امام هشتم(ع) فرزندی جز امام محمد جواد(ع) نداشته، و آنچه غیر از این گفته شده، به ثبوت نرسیده است، و خداوند به حقیقت حال داناتر است.
دانش امام رضا (ع)
امام رضا (ع) دانش خود را از جدش پیامبر خدا(ص) به ارث برده و سرچشمه جوشانی از علم و فضیلت بود که تشنگان دانش و معرفت از فیض او بهره می بردند و تشنگی خود را برای فهم مشکلات و حل معضلات، بدو فرو می نشاندند.
تاریخ، بسیاری از مناظرات علمی، و مباحثات فکری آن حضرت (ع) را، که موجب پیروزی بر دشمنان اسلام شده، برای ما بیان کرده است، و نیز افاضات آن حضرت را در انواع دانشها، که مورد استفاده بزرگان علم و رجال فکر قرار گرفته ، شرح داده است.
از امام موسی بن جعفر(ع) روایت شده است، که به فرزندان خود می فرمود:
این برادرتان، علی بن موسی، عالم آل محمد(ص) است، مسائل دین خود را از او بپرسید، و آنچه به شما می گوید نگهدارید، زیرا من بارها از پدرم، جعفر بن محمد، شنیدم که می فرمود: عالم آل محمد در صلب توست، و ای کاش من او را دیدار می کردم، و او با امیرالمؤمنین، علی همنام است.
و از ابراهیم بن عباس صولی نقل شده که گفته است: من ندیدم ازامام رضا(ع) پرسشی شود، که او آن را نداند، و داناتری از او، به آنچه تا زمانش، بر روزگار گذشته است، ندیده ام، مأمون با پرسشی از هر چیزی، آن حضرت را می آموزد، و امام رضا (ع) او را پاسخ می فرمود: درحالی که تمامی پاسخهای آن حضرت، مأخوذ از قرآن و مستند به آن بود.
جایگاه علمی امام رضا(ع)
حضرت رضا(ع) مانند اجداد بزرگوار خود از مقام علمی والائی برخوردار بود، تا آنجا که به وی: لقب‹‹ عالم آل محمد›› دادند.
عبدالسلام بن صالح هروی(ابوالصلت) گفته است: کسی را داناتر ازعلی بن موسی الرضا(ع) ندیدم و هیچ دانشمندی با او رو به رو نشد مگر اینکه وی نیز چنین شهادت می داد.
سیره اخلاقی امام رضا(ع)
اخلاق، یک از عناصر مهم شخصیت انسان است، و کاشف کیفیت ذات، و حاکی درون اوست، و درجه رسوخ ایمان را در او نشان می دهد.
امام رضا(ع) به اخلاقی عالی و ممتاز، آراسته بود، و بدین سبب دوستی عام و خاص را، به خود جلب فرموده بود، همچنین انسانیت آن حضرت، یکی از نگهبانان و امانت داران و وارثان اسرار آن، به شمار است.
ازابراهیم بن عباس صولی نقل شده، که گفته است:
من ابوالحسن الرضا(ع) را هرگز ندیدم در سخن گفتن، با کسی درشتی کند.
من ابوالحسن الرضا(ع) را هرگز ندیدم سخن کسی را پیش از فراغ ازآن، قطع کند.
و هرگز درخواست کسی را، که قادر به انجام دادن آن بود، رد نفرمود.
و هرگز پاهای خود را جلو همنشین، دراز نمی کرد.
و هرگز در برابر همنشین تکیه نمی داد.
و هرگز او را ندیدم، که غلامان و بردگان خود را بد گوید.
و هرگز او ندیدم، که آب دهان اندازد.
و هرگز او را ندیدم، که قهقهه کند، بلکه خنده اش تبسم بود.
و هنگامی که مجلس او از مردم خالی، و سفره غذا انداخته می شد، همه غلامان و بردگانش، حتی دربان و میرآخور را، به دور سفره غذا می نشانید.
تا آن جا که می گوید: هرکه بگوید در فضیلت، کسی را مانند او دیده، از او باور نکنید.
مهمانی بر آن جناب وارد شد، و تا پاسی از شب گذشته، نزد آن حضرت نشسته بود و سخن می گفت، در این میان چراغ به هم خورد، مرد برای اصلاح آن دست دراز کرد، امام رضا (ع) او را از این کار بازداشت، و خود به اصلاح چراغ پرداخت، و سپس فرمود: ما گروهی هستیم که هرگز مهمان را به کار وا نمی داریم.
منش ظاهري امام رضا (ع)
شکی نیست که امامان(ع) عموماً نسبت به مال دنیوی، از همه زاهدتر بودند، و از زخارف و زر و زیور آن، بیشتر از همه کناره می گرفتند، لیکن از نظر آنان، زهد به پوشیدن لباس خشن، و خوردن خوراک ساده محدود نمی شود، و مفهومی گسترده تر دارد، و در حقیقت زاهد کسی است که روا نمی دارد، میل به لذّات و خوشیهای دنیوی، بر جان او حکومت کند، و برای جلوگیری از آن، توان و قدرت نداشته باشد، و نیز زاهد آن کس است که دنیا از نظر او هدف و مقصود نیست تا این که کوشش خود را بدان منحصر کند، بلکه اگر دنیا به او رو آورد، از آن بهره می گیرد، و اگر به او پشت کند، آنچه را نزد خداست بهتر و پایدارتر می داند.
امام دربیانی ثابت می فرماید، که ظاهر زندگی، و نمود خارجی انسان، ربطی به زهد واقعی ندارد، بلکه بسا این ظاهر سازی نیرنگی باشد، که آدمی بخواهد، از این راه توجه دیگران را به خود جلب کند. از این رو امام رضا(ع) و دیگر امامان طاهرین(ع) مانعی نمی دیدند، که ظاهر حال، و وضع لباس و خوراک آنها، متنعمانه باشد، و این را تا آن حد روا می داشتند، که با زهد واقعی که همان عدم دلبستگی و شیفتگی باطنی انسان به دنیاست، برخورد و تعارض پیدا نکند، و این که دنیا پدیده ای گذرا و ناپایدار است مانع این نیست که مؤمن از آنها محروم باشد. بلکه مؤمن که سربه فرمان خدا دارد، و جان خود را راه او فدا می کند، اولی و سزاوارتر به استفاده و بهره گرفتن، از نعمتهای اوست.
امامت امام رضا(ع)
دوران پرشکوه امامت حضرت ازسال 183 هـ ق، آغاز شد. دراین سال امام موسی کاظم(ع) در زندان هارون در بغداد به شهادت رسید، مدت ده سال امامت حضرت رضا(ع) مصادف با زمانی بود که حکومت سیاسی به دست هارون الرشید اداره می شد و شیوه حکمرانی وی بر اساس اعمال زور بر مردم بود. درآن روزها بیت حضرت درمدینه مرجع مردم و پناه مسلمانان و مرکز تجمع دانشمندان، فقها و مجتهدان بود. به طور کلی دوره 20 ساله امامت و رهبری حضرت به دو بخش تقسیم می شود:
بخش اول: از آغاز امامت تا سفر به خراسان یعنی از سال 183 تا سال 201 هـ ق.
بخش دوم: از نیمه سال 201 هـ ق. تا پایان عمر امام یعنی آخر صفر سال 203 .
وقوع قیام ها و نهضت های سیاسی و نظامی درخراسان علیه هارون وی را بر آن داشت که در سال 193 هـ ق. به منظور کشتن رافع بن لیث و مصادره اموال علی بن عیسی بن ماهان رهسپار آن دیار شود. وی درحالی که بیمار بود وقتی که به گرگان رسید بیماری اش شدت یافت و در توس در گذشت، بدن او را دریکی از تالارهای باغ منسوب به حمید بن قحطبه در روستای سناباد (مشهد فعلی) به خاک سپردند. پس از مرگ هارون، جنگ قدرت بین مدعیان خلافت، امین و مأمون در گرفت، در این مبارزه امین دستگیر و به هلاکت رسید، این پیروزی ظاهری حکومت پرفراز و نشیبی را برای مأمون ایجاد کرد و واکنشها و نتایجی منفی علیه او و اهدافش به وجود آورد که منجر به بوجود آمدن شرایط سیاسی عصر امام(ع) شد. زیرا مخالفت شدید شیعیان و علویان با خاندان عباسی از یک سو و قیام هواداران امین در بغداد که قتل او را جرمی سنگین می دانستند از سویی دیگر، قیامها و نهضتهای گسترده ای راعلیه حکومت عباسی و مأمون به وجود آورد.
مأمون پس از رویارویی با اوضاع نا آرام حکومت و احساس نا امنی و نگرانی شدید، دریافت که این خطر جدی نه تنها خلافت وی بلکه حکومت عباسیان را تهدید می کند. از طرفی موقعیت و شخصیت برجسته و ممتاز حضرت رضا(ع) و توجه و گرایش شدید مردم به آن حضرت نیز تهدیدی دیگر برای براندازی حکومت عباسی بود؛ از این رو درصدد برآمد که فریاد انقلابیون را خاموش و اعتماد مردم بغداد را به خود جلب کند. پس ازمشورت با وزیر خود فضل بن سهل، تصمیم گرفت، حضرت رضا(ع) که نزد علویان و شیعیان از محبوبیتی خاص برخوردار بود و در ایران پایگاه مردمی استواری داشت را از مدینه به خراسان دعوت کند، تا با مطرح کردن مسئله ولایت عهدی از خطری جدی پیشگیری کند. از این رو دعوت نامه های متعددی برای آن حضرت فرستاد، حضرت که از واقعیت ها آگاهی کامل داشت به شدت با این دعوت مخالفت نمود، تا اینکه با پافشاری مأمون و سرانجام با تهدید وی مواجه شد و سفر خراسان را به گونه ای طی کرد که معلوم شد سفری اجباری است.
پس از مطرح نمودن مسئله ولایت عهدی و خودداری حضرت از پذیرش مشروط ولایت عهدی نمود، اما مواضع منفی امام(ع) در برابر ترفندهای مأمون وی را آگاه کرد که نیرنگش موفقیت آمیز نیست. زیرا او می خواست با تحمیل ولایت عهدی به هدفهای خاصی برسد که مهم ترین آنها عبارت بود از:
دور نگه داشتن امام (ع) از پیروان و شیعیان خود؛
کاستن وجهه معنوی امام و متهم کردن او به دنیا پرستی وحب جاه و مقام
مراقبت دقیق از حضرت و زیر نظر داشتن ایشان؛
مشروع جلوه دادن خلافت خود
یافتن پایگاه مردمی و سرانجام فرو نشاندن نهضت ها و قیام ها.









